بسـمه تــعالـــی

 

 سخن از شخصیتی چون علی و نگارش حتی بخشی از ابعاد  حیات او، نه اینکه نشانه ی شهامت بوده،بلکه گستاخی پیش نیست؛زیرا  امام خود تاکید موکد دارد که شرافت وشخصیت در پیشگاه خداوند،به نیکی اعمال است نه به نیکی گفتار.

در این هزاره سوم و قرن 15هجری و قمری ،شیعیان علی را چهارگروه تقسیم کرده و مخاطب خود را یکی از آن چهار گروه خواهم دانست:

1_صاحبان قدرت و مکنت:

اینان که نمود آن را در اختلاس های کلان که توسط دولت یازدهم و قوه فضائیه،قطره چکان به افکار عمومی اطلاع رسانی می شود،قابل رصد است.امام (ع)را تا انجا ترویج میکنند که راه اختلاس و دزدی سریعتر   هموار گردد.جالب این که پس از دزدی بیت المال،نه فقط به مردم عادی،بلکه خاندان نبوت را پوزخند زده و ریشخند می گیرند .یاداوری می گردد که صاحبان قدرت در طول سکانداری و فرمانروایی خود ثقل برگزاری ادعیه هایی چون کمیل،زیارت عاشورا ، توسل و ... بوده اند.

2_عافیت طلبان:

این قوم به امام(ع) دوران مبارزه برای  مکتب و دوره مبارزه  برای عدالت توجهی ندارند،بلکه امام علی دوران 25 سال سکوت را ترویج می نمایند!!!

3_عوام  ساده اندیش:

  شاخص برجستگی این طیف را در بر پایی و ایجاد قارچ گونه مراسمات منتسب به خاندان پیامبر درهر کوی و برزن قابل مشاهده  بوده است. منظور از عوام نه اینکه مردم بی سواد،بلکه ساده اندیشانی که خود را به پایین  ترین درجه فکری تنزل داده باشند. اساس مذهب شیعه،عبارت است از کتاب ،سنت،اجماع و عقل.ان عوام ساده اندیش  از اساس مقدس شیعه حظ و بهره ای نبرده اند که هیچ ، بلکه  خود موجب تخطئه وتحقیر شیعه را  فراهم می نمایند.

4_صبغة الله یعنی رنگ خدا و به تعبیری احسن الخالفین خداوند تبارک و تعالی:

در عصر پیامبر،اینان متشکل از اقلیتی فداکار که حول  علی در طول  مبارزات پیامبر جان فشانی می کردند،پس از در گذشت ایشان، همراه و همگام و همرزم علی بوده که تعدادی در سه جنگ معروف دوره خلافت علی(ع) به  شهادت رسیدند و جمعی دیگر پس از شهادت مولی علی، در عصر سلطه و قدرت نمایی بنی امیه، با دریافت احکام اعدام و قتل،همچون نوری در تاریکی درخشیدند و رفتند.

آن شهیدان والامقام ، پس از گذشت سده ها از شهادت شان،کلید واژه آگاهی و الهام بخش در ادبیات شیعیان بوده اند؛زیرا مرحوم دکتر شریعتی در آثار خویش ازآن کلید واژه ها  به وفور  یاد نموده است

متاسفانه اما برادران اهل سنت در حجاز،عراق،شامات و دیگر اقصی نقاط کره ارض،شیعیان علی را مشرک  میخوانند؛باید گفت: ما شیعیان، امام خود را در عرض خداوند نمیدانیم، بلکه او و شهیدان به خون خفته راصبغة الله یعنی رنگ خدا می بینیم.

اگر علی و دیگر شهیدان،رنگ خدا نباشند،پس چه کسی را باید رنگ خدا دید؟

آیا آنانی  که در دوران پس از طلوع و بعثت وظهور دین رحمت،آیات آن را به ثمن بخس فروختند رنگ خدا ببینیم؟

آیا آنانی که پس از عرضه کتاب  بر آنان ،به تاویل و تبدیل آیات الهی اقدام نمودند،رنگ خدا ا ببینیم؟

 آری شیعیان،فقط علی و شهیدان به خون خفته را رنگ خدا می  بینند و بس.

ما علی را رنگ خدا می بینیم ،زیرا:

1-در دوران 5 ساله حکومت خود،از جایگاه به تعبیر شیعیان عصمت و علم لدنی یاعلم نا  محدود خویش،جهت سلطه بر مردم بهره نجست.

2_در طول حکومت وی، مخالفان نا جوانمرد او اعم از ناکثین ،قاسطین . مارقین به کفر و محاربه و ارتداد متهم  نشدند الا  پس از  از دست بردن به سلاح و در میدان جنگ آنهم پس از روزها  مذاکره جهت صلح و آشتی،اقدام به تصفیه نمود.

3_پیوند های سببی  و نسبی، ا و را  از اجرای عدالت و حفظ امانت مردم مانع نگردید؛آنجایی که عقیل نابینا را با آهن گداخته متنبه کرد تا از  زیاده  خواهی کوتاه بیاید.همچنین بر عثمان بن حنیف چنان تاخت که سال های  مجاهدت او را  فدای عدالت نمود.

4_در نامه به  مالک اشتر  رعایت  حقوق  و رسیدگی به  شئون اجتماعی،اقتصادی مردم را اولی تر از امور عبا دی دانسته است؛ به تعبیری علی(ع) بیش از آنکه در تلاش  برای بهشت اخروی مردم باشد ، در فکر  سفره دنیوی مردم بود.

5_نه فقط دیگر حاکمان را ،بلکه خود را عاری از خطا و اشتباه نمی دانست.

6_آنچه می گفت باور مند بود،نه اینکه به زبان  ایمان جاری می کرد در قلب منکر و غیر باورمند باشد.

رمضان المبارک 1436 سید یعقوب آل شفیعی فومنی