/**/
درمورد چگونگی خلقت حضرت آدم ،به دو دیدگاه دراینجا اشاره میگردد :
1-دیدگاه ایت الته سید محمودطالقانی ،که ایشان دعوت خداوند ازفرشتگان
را به این شکل توضیح می دهد که پیش ازحضرت آدم باید موجوداتی که ازنظر ظاهر مانند
ادم بودند وجود داشته باشند وملائکه ازاین خونریزی وفساد اطلاع یافته بودند .دومین
نکته این است که حضرت دارای ماهیت ادمی وتکامل یافته تری از ان موجودات بوده ،از
این رو نخستین انسان متفکر و اندیشمند می شود.ضمنا در احادیث متواتر از معصومین پس
از سوال از ایشان که قبل از ادم که بوده است؟درجواب گفته اند:((ادم)). مجددا
سوالات تکرار شده ،باز هم فرموده اند((آدم)).
آیت الله عبدالله جوادی آملی دراین باره گفته است:روایت هایی داریم که
نشان میدهدپیش از آدم موجوداتی مانند ادم بوده اند که فساد و خونریزی می کردند،
اما مامعتقد به این هستیم که خدا درمرحله اول ادم را خلق کرده
است.اتبته دکتر یدالله سحابی در کتاب ((خلقت انسان ))در کنار نظر آیت الله طالقانی
، در مورد
خلقت آدم مطالب خود را ((علمی تر ))بیان نموده است.
الف:انسان موجوده پیچیده وناشناخته ،سرکش ونافرمان ،مطیع قدرت واسیر
پول وشهوت ولذت ،خودبرتربین و متکبر
حسود وچشم تنگ،شیاد و دروغگو ......
ب:انسان عبدصالح و مرضیه راضیه ی الهی،مصلح وظلم ستیز ،وفادار به عقدو
پیمان باخود خلق وخدای خود؛
آری موارد بالا بخشی از ابعاد انسان را احصانموده است .عده ای
دراردوگاه الف ،جمعی در اردوگاه ب،بعضا گروهی نیز در هر
دواردوگاه جای گرفته وپرسه می
زنند.بامراجعه به اسناد متقن وبکردینی ،می توان به فلسفه خلقت انسان پی برد.
درسند معتبر وغیرقابل انکار –قرآن-انسان به اشرف مخلوقات چه درسموات
وچه درزمین تعبیر و همه پدیده ها برای او وبه نفع او
شکل گرفته است.اما همین انسان که درمیان دیگر موجودات درچارت خلقت
جایگاهی به مراتب بالاتر قراردارد ودیگرموجودات
به مراتب پایین تر قرار دارند.
این موجود برتر ،دررذالت دست شیطان روازپشت بسته است .سوره صافات
آیه65می فرماید((طلعهاکا نه رئوس الشیاطین)).
میوه آن –بازخورد، برآیندونتیجه عملکردانسان- درپستی وخباثت نه فقط
همانند ، بلکه پست تر از رفتارشیاطین است.ایه ی فوق
مصداق عملی است که از اشرف مخلوقات
در طول حیات درحوزه های گوناگون اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی، فردی،خانوادگی و
........مشاهده گردیده است.
شیطان به شاگردی نزد روسای خویش
در حوزه های گوناگون و متنوع افتخار می کند.رنجش آن فقط برای آن بوده که
چرا کردهای خود را به او نسبت می دهد.
تفاوت شیطان وانسان در آن
بوده که ،اوفقط به نوع انسان حسادت ورزید ؛ اما انسان به همنوع خود بخل دارد.انسان
به مولفه های ارزشی وانسان مدار
،خود ودیگران را سفارش می کند،متاسفانه به آن مولفه ها باور که هیچ
،بلکه یقین ندارد.مولفه هایی چون اخلاق ،دیالوگ ،حقوق متقابل ،تعامل، یکدلی
متاعی نه فقط احتکتر شده ،بلکه منسوخ شده در زندگی روزمره بوده است.
وقتی رفتارشنیع وغیر اخلاقی انسان را مشاهده می کنیم ،تبلور عینی تفسیر
سوره صافلت آیه ی 65در زندگی او مصداق پیدا می کند.
اگر به انسان گفته شود تو از نسل میمون می باشی ،چنان می آشوبداگر
قدرت افتا داشته باشد حکم به تکفیر طرف صادر می کند؛غافل از اینکه شرافت میمون
بالاتر از عده ای از انسان ها بوده است.
اگر انسان تصمیم به پرده دری
داشته باشد ،بدون هیچ نگاه انسانی و تامل
به ((کرامت ذاتی انسان)) اورا مورد هجمه وهتاکی قرار می دهد،اما درصورت
مقابله به مثل ،صدای او به آسمان ها بالارفته که این خزعبلات چه ارتباطی به من
دارد!!؟؟
برای حیثیت دیگران حد و مرزی قایل نیست ولی خود را باید تطهیر بدانند.
آیا شیطان ویا میمون این همه شیادی وکلاهبرداری را بلد بوده است؟