در مورد رسایی

هرچند تصمیم داشتم در مورد تحولات اخیر مطلبی ولو کوتاه نوشت خودداری ورزم؛اما از رفتار افرادی چون آقای حمید فقیر شالدهی معروف به حمیدرسایی ،ناگزیر به کوتاه نوشت متن ذیل می باشم.

مقایسه ایشان با نواب صفوی و آقای ظریف با محمدعلی فروغی و مصدق قیاس مع الفارق است اما جهت تقریب به ذهن آورده می شود.

چرا مقایسه حضرت حمید فقیر شالدهی معروف به حمید رسایی با نواب صفوی مع الفارق است ؛برای آنکه نواب واقعا باورمند به مبارزه بود و با تمام وجود در راه آرمان خود ولو غلط هزینه داد.اما امثال حمیدفقیر بر سفره ای لمیده اند که نه سابقه آقازادگی یعنی لااقل از ناحیه پدر و خانواده در متن مبارزه بوده و نه خودش خاک جبهه و جنگ را بر حلق و جبین خود داشته فقط به کمک شاخک قدرت یاب خویش به سمت مختصات ثروت و قدرت گام می گذارد.

راقم کوتاه نوشت به چرایی و پیامد استعفای وزیر خارجه دولت روحانی ،چه سلبی و چه ایجابی و نفیا و اثباتا ورود نخواهد کرد اگر اظهاری شده باشد روایت است جهت تنویر افکار نه حمایت .

وقتی خبر پیروزی کودتا علیه دولت ملی و قانونی مصدق را به نخست وزیر انگلبس آوردند ضمن پنهان نداشتن شادکامی خود ،افزود تنها شبی است که راحت خواهد خوابید.

همچنین به شهیدنواب صفوی خبر سقوط دولت ملی و قانونی مصدق و تخریب بیت او به عنوان نماد ضد امپریالیسم انگلیس و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس را دادند جمله ای از او سر زد بسیار زننده و پرده از عمق نفوذ عناصر انگلیسی در میان جوانان مومن و پرشور برداشته شد.

شهید نواب ابتدای ضمن گزاردن سجده شکر ،در دنباله گفت نبود لطف خدا( یعنی کودتای اشرف ،زاهدی ،آمریکا و انگلیس ؛زنان معروفه ،شعبان چماق دار،و دیگر مرتجعین داخلی از لطف خدا خوانده می شود!!!)که این مردک ( مصدق قربانی نقشه غارتگران ثروت ایران) را بر کنار کردند با همین کلت( اشاره به کلت همیشه همراه خود) مخ اش را سوراخ می کردم.

جناب حمید آقای فقیر شالدهی لطفا ادای شهید نواب را در نیاورید او لااقل با تمام شماره حساب زندگی خود یعنی با جان و مال خود به مبارزه ورود کرد،جنابعالی و امثال شما را سال هاست ملت شناخته اند نه اهل هزینه دادن هستی و نه مرد این کار در ژن شما است.

هویا علی مدد

سیدیعقوب آل شفیعی  فومنی

پوران شریعت رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

رسانه های کاغذی و مجازی باستثنای تصویری، به نقل از احسان شریعتی فرزند پوران شریعت رضوی و دکتر علی شریعتی در متن کوتاه خبر از سکته مغزی مادر خود و به کما رفتن ایشان داد.

خبر بسیار درد ناک و غیر مترقبه بود زیرا در نمایشگاه کتاب اردیبهشت ماه 97 ،این بانوی باوفا ،علیرغم محدودیت امکانات تردد در فضای نمایشگاه ،اما خم به ابرو نیاورده و دغدغه و وصیت استاد شریعتی را که " خواندن بود و خواندن بود و خواندن" بر دوش نحیف خویش حامل بود نیز به تعبیر دکتر شریعتی بسان زینب بانوی کربلا رسالت ناتمام را امامت و رهبری داشت.

هرچند توفیق دیدار این مادر مهر و آگاهی دست نداد اما اثر و ردپای فرهنگی ایشان را همیشه ایام در زندگی خود تجربه داشته ام.

بعداز شهادت همسر نازنین خود ،او رسالت خود را بر تربیت علمی ،رواداری ،انسانی و در یک کلام متعهدانه احسان،سوسن ،سارا و مونا خانم متمرکز داشت.

حضرت استاد شریعتی در کتاب " فاطمه فاطمه است" و "پس از شهادت" از دوبانو و سرمایه تشیع قربانی قدرت و ستم می گوید انگار بدیلش را برای پوران خانم رقم می زد.

پوران خانم و همه ما مصداق " کل من علیها فان" خواهیم بود اما او را نه همسر دکتر،یا برادر شهید مصطفی ،همچنین مادر فرزندان تحصیل کرده فیلسوف تاثیر گذارخوانده باشم بلکه او را باید الگویی از زن مسلمان.و مقید و آزاداندیش و استبداد ستیز به تمام.معنی مسلمان مومن دانست که از باقیات صالحات او نسل های آتی بیشتر حظ و بهره خواهند برد.

 25 بهمن 97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

دومین نوشته به مناسبت درگذشت همسر دکتر علی شریعتی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

دومین نوشته به مناسبت درگذشت همسر دکتر علی شریعتی؛

متن پیام تسلیت استاد حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج احمدآقا منتظری ( حفظ الله)به بهانه فقدان خانم پوران شریعتی رضوی،نیاز به کنکاش و خوانش پژوهش گران تاریخ معاصر و اساتید و دانشجویان ادبیات پایداری دارد.

استاد احمد منتظری در بخشی از پیام. خود ،خطاب به فیلسوف معاصر دکتر احسان شریعتی چنین می نویسد:

" به یقین صبوری های او ... و مشاهده برخوردهای ناروا و شنیدن سخنان ناشایست یاوه گویان در مورد همسر بزرگوارش ..."

حسادت به دکتر علی شریعتی قطع یقین بی شباهت به حسادت به پدر شعر نو نیما یوشیج نخواهد بود؛زیرا به همان نسبت بر نیما تاختند بر دکتر نیز.

پس از شهادت ایشان ،آنانی که در زمان حیات وی در برابر عظمت و بلندای مناره اندیشه و نفوذ کلام اش ناچیز لحاظ شده ،خیز برای تخریب وی با ادبیات نخ نما و ناجوانمردانه برداشتند.

غیبت و مرگ اورا فرصت و غنیمت برای عبور از شریعتی و حذف او در حوزه روشنفکری دینی دانستند.

اوج ناجوانمردی و هجمه بر ایشان در چند مقطع از پس از انقلاب قابل احصاء است .ابتدا هنوز کفن او مرطوب از آب غسل بود علیه افکار و خروجی اندیشه اش اطلاعیه صادر گردید.

آنگاه اوج آن را در دهه هفتاد با بر پایی جنگ حیدری و نعمتی( اسلام ایدئولوژیک_ اسلام فرهنگی) در سطح دانشگاه ها البته با مساعدت دولت حجت الاسلام هاشمی باستثنای بعضا با چاشنی خشونت و حمله برای رد گم کردن ، قابل ردیابی است.

حمله بعدی پس از روی کار آمدن دولت نهم و دهم و به بهانه آنکه دولت به ظاهر بنیادگرا _ البته تنها دولتی بود که هیچ تابلویی بر آن متصور نخواهد بود _ محصول اندیشه های !!! شریعتی و اسلام ایدئولوژیک وی است می باشد.

در این میان عده ای با مطالعه دوجلد از اثار معظم له ،شریعتیسم بوده ؛با نگاه به دو صفحه از مقاله ردیه بر دکتر ،تمام بدبختی نه ایران بل ،بی عرضگی خود را به وی نسبت داده و شعاری را از دهان به تعبیر استاد احمد منتظری یاوه گویان خارج شده به دندان گرفته و تکرار می نمودند که بله پروژه و حتی خود شریعتی به موزه سپرده شود.

آنانی که از نام شریعتی در جستجوی نان بوده سپس براثر و محصول کم خردی خویش توان تغییر جامعه را نداشته که هیچ بلکه عرضه تولید در زندگی شخصی عاجز بودند بر او تاختند اکنون پس از هجرت ابدی همسر ایشان شعار عزا عزا سر داده اند.

آری همان بلایی که بر سر پدر شعر نو نیما یوشیج آمد در عرصه ای از او برائت شد و بعداظهار تولی ؛اما نه آن برائت و نه آن تولی خریداری نداشت بلکه نیما یوشیج و دکتر شریعتی مصداق" تعز من تشاء و تذل من تشاء" است.

مگر می شود به جنگ اراده خدا برخاست او اراده می نماید مستضعفین( قربانیان زر و زور و تزویر ) وارثان ( صاحبان و پیشوایان حقیقی خلق) روی زمین باشند.

مجددا فقدان این بانوی صبر ،رواداری و خستگی ناپذیر را به محضر آفتاب تابان خراسان علی بن موسی الرضا ( ع) و سقراط خراسان علامه محمدتقی شریعتی ( رضو ان الله ...) تسلیت عرض می کنم.

27 بهمن 97 سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

پنجاهمین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

پنجاهمین 

پیام زیست محیطی( آموزگاری از جنس کودک)

 

روز یکشنبه به تاریخ چهارده بهمن 97، ساعت 13، گذرم به بانک مسکن شعبه مرکزی فومن افتاد.

سالن انتظار نشسته و منتظر شماره ام بودم به ناگه رفتار زیست محیطی دختربچه خوشکل و نازنین یکی از مشتریان بانک، توجه ام را به خود جلب کرد.

البته ابتدای ورود به بانک، ناخودآگاه رفتار نازنین دختر را زیر چشمی تعقیب داشتم ؛چون خستگی مفرط حاصل از کار در مدرسه ،حوصله ام را برده بود اما طنازی او بخشی از خستگی ام را کاسته بود.

جالب آنکه هر از گاه نگاهم را به او می دوختم لبخند شیرینی نثارم می کرد انگار لبخند را نثار پدر بزرگ می نماید.

نازنین دخترچهارساله طناز ،پس از چند بار لبخند زدن به من ،جستی زد و سریع تک شکلات هدیه رئیس محترم بانک مسکن به راقم سطور که در میان انگشتانم غلط می خورد را قاپید .چقدر لذت بردم از بی آلایشی آن نازنین.

با شکلات ور رفت تا بتواند از جلد پلاستیکی بیرون آورده و خورده باشد.

کمکش کردم وکامش را از شیرینی شکلات شیرین کرد.

آن عزیز دردانه پدر و مادرش ،کام این معلم میانسال و در شرف بازنشستگی را با رفتار خود شیرین داشت.

جلد یا روکش شکلات را از من گرفت و به طرف سطل زباله ی خشک تعبیه شده در ضلع غربی و خروجی درب بانک رفت و با فشار بر پدال سطل زباله ،روکش را داخل آن گذارد.

خداوندا ممنونم که خیز و الزام عمومی به فرهنگ زیست محیطی را از کودک چهارساله فومنی، نشانم دادی.

14 بهمن 97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

فرار شاه

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

فرار شاه

" الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل".

چهل سال قبل در چنین روزی ( 26 دیماه57) محمد رضا پهلوی ،آخرین سلسله پادشاهی ایران در پی ربع قرن رویارویی عریان و آشکار ملت با تمامیت سلطنت ،ناچار و به بهانه فرصت معالجات و استراحت و احیانا ریکاوری سیاسی ،کشور به مقصد مراکش،پاناما،مکزیک،آمریکا و آنگاه مصر ترک گفت.

 

راقم سطور در اوج مبارزات ملت ایران ،پایان ابتدایی را می گذراند و با توجه به فضای سیاسی اغلب خانواده ها ،دوران گذار انقلاب را تجربه دارد؛پس مصداق " الم تر کیف ..." سوره مکی فیل است.

 

محمدرضا پهلوی،پس از کودتای ننگین 28 مرداد32 ،کودتایی با همکاری و تلاش مرتجعین داخلی ،سرویس امنیتی _ اطلاعاتی آمریکا و انگلیس رخ داد و دولت برخاسته از اراده ملت را ساقط کرد دوسال و اندی پس از آن اقدام به تاسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور ( ساواک) کرد.

 

دولت کودتا با توجه به تجربه سقوط دولت ملی ،و صراحت خلاء وجودی دستگاه امنیتی حافظ دیکتاتور ،نهاد بدنام ساواک را در اسفند 35 البته با رای مجلس!!!قانونمند کرد؛زیرا مصدق در بازه زمانی 28 ماهه دولت خود ،نه کسی را به قتل رساند و نه حکم قتل عامی را صادر کرد همچنین نیازی به تاسیس بازوهای قتل و کشتار مثل ساواک نمی دید؛در نتیجه دیکتاتور ؛علت تامه سقوط مصدق را عدم الزام او به ماشین کشتار و سرکوب می دانست.

دولت ملی را باید،مصداق گزاره ذیل خواندکه امام علی اگر کشته شد و حکومت او کمتر از پنج سال دوام آورد به شدت پایبندی به عدالت و پاسداشت کرامت انسانی بود دولت مستعجل ملی نیز خود را در نصاب حکومت امام علی می دید نه آنکه گام بر گام ستم پیشه گذارده باشد.

پهلوی دوم به کمک سازمان بدنام ساواک ،همچنین قداره بندان نو کیسه آدم کش ؛به سان ابرهه به جنگ ملتی برخاست ،با سمت و سوی کعبه آمال آزادی احزاب ،بیان و قلم ،و دین داری راستین .

ماشین سرکوب و کشتار او،حتی به گروه با کنش بطئی و آرام قانونمند نهضت آزادی با کاراکترهای بی بدیل چون آیت الله سیدمحمود طالقانی ،دکتر یدالله سحابی و آقای مهدی بازرگان تشکیل یافته بود رحم ننمود و سران و اعضای آن را به زندان های طویل المدت ،نیز تبعید به زندان های دور کشور کرد.

 

ابرهه زمان ،مخالفین با مشرب التزام به قانون اساسی ،نیز جوانان و نسل بی بدیل و باور مند به مبارزه مسلحانه و برانداز را با یک ابزار و دادگاه حذف و تصفیه خونین نمود.

خردادچهل و دو را می توان نقطه آغاز قیام همگانی و گسل و شکاف عمیق و وسیع ملت با انواع نحله و لایه ،و حکومت خود کامه پهلوی دانست.

شاه به کمک عناصر و پازل های سرکوب فیل سوار خود ،مسیر کعبه آزادی ملت را نشانه گرفت و هر روز با طرحی نو در سپهر سیاسی کشور؛به انسدادسیاسی دست می یازید.

نمونه بارز انسدادسیاسی را می توان در سرکوب لخت و عریان نیروهای با مشی براندازانه چون مجاهدین خلق ،کمونیست هایی چون اشرف دهقانی و دیگر چریک های فدائیان خلق ،چهره های سیاسی همانند دکتر علی شریعتی،مصطفی چمران،ابوالحسن بنی صدر،حسن حبیبی؛ابراهیم یزدی و از روحانیون پیشرو چون طالقانی ،منتظری ،سعیدی و غفاری رصد و ردیابی کرد.

 

ربع قرن شکنجه ،اعدام ،تبعید جوانان با گرایش ملی و رهبر مذهبی آن مرحوم امام( ره) ؛اما در دیماه 57 خود و تشکیلات بدنام و شکنجه گر و آدم کشش یعنی ساواک را مصداق" فجعلهم کعصف ماکول " یافت.

 

پهلوی ،در صورت التفات به اول آیه سوره فیل ،آن سان با انذار و یاد آوری عاقبت ستم پیشگان ،به خود آمده و از قتل و شکنجه مخالفین خود داری می ورزید در چالش هایی چون سقوط و آوارگی گرفتار نمی آمد.

 

نقطه کور همه دیکتاتورها آن هنگام است که در ساهچاله عمیق و پرپیچ و خم افتاده و برای نجات خود یک گزینه را می پسندند آنهم شکافتن سینه هزاران جوان و سرمایه الهی وطن را.

اینان آنسان به جنون شکنجه و آدم کشی دچار شده که به " ربک " یعنی ارباب راستین ریب و شک می ورزند.

اینان آنسان اصالت را به حفظ قدرت به هر وسیله باورمندند که مشرک و کافر به " یومنون بالغیب " بوده اند.

اینان آنسان مومن آل فرعون و دلسوزان به ملک و حتی تخت و تاج پادشاهی را تهدید به مرگ ،نیز ساده لوحی و " انه لمجنون" می خوانند که باورمند به " کان عاقبه الظالمین" نیستند.

در خاتمه به تمسک از سروده رودکی متن را پایان می رسانم:

هرکه ناموخت از گذر روزگارنیز/

ناموزد ز هیچ آموزگار/

26 دیماه 97_  سیدیعقوب آل شفیعی.فومنی

چهل و هشتمین پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم
چهل و هشتمین
پیام زیست محیطی ( یاسوج خوبانی چوپان)
قبل از میلاد مسیح ( پنج قرن) در یونان باستان شاهد جامعه دوقطبی دارای حق ویژه ،و بارکش مسئول بودیم.
به این معنی ساکنان آتن را اگر به مخروط تشبیه کرده ،راس مخروط شاهزادگان ،ژن های برتر و...از حق ویژه برخوردار بود ؛اما قاعده آن را برزگران،کارگران و...با مسئولیت حمل درد و رنج ،جنگ و مرگ مشخص بود.

دو قطبی مزبور را شالوده شکنان سده های بعد به خصوص رنسانس در اروپا برهم زد و البته قبل از آن هم زمان با ظهور اسلام در سرزمین حجاز ،توسط پیامبر عاشقانه ها محمد( ص ) نرده های جبر ضدانسانی ،نه برای فریب مردم و جویای نام و نان جدید بل بر اساس فلسفه خلقت ،یعنی" حق و مسئول" ،" قدرت و ثروت" و " راس و قاعده" برچیده شد و باستثنای تکثر در اندیشه و گرایش ،جامعه یک دست و همه باهم دارای " حق " و همه باهم " مسئول" شکل یافت.

هزاره سوم نزدیک به دو دهه آغاز شده است در هزاره کنونی شاهد شالوده شکنی و به بیانی مسئول دانستن همه افراد می باشیم.

مقدمه بالا واکنش به تصویر نشر داده شده از آقای خوبانی چوپانی از روستاهای یاسوج است .ایشان به همراه الاغ خود مسیر علف چران دام ،زباله های پلاستیکی گردشگران و کوهپیمایان را جمع آوری و به پای کوه انتقال می دهد.

مشاهده تصویر خوبانی جان و الاغ با شرف و شعورش ،ذهن راقم سطور به سه ضلع هدایت شد اولی میزان شعور و شرف گردشگر و کوهپیمایان قرن بیست و یکم را ترسیم کرد و بعدی تصویر انسانی را می بیند ،مصداق " پادارم/دوپا نیستم/من این قوم از جنس تو نیستم/" است ؛نیز ضلع آخر تصویر الاغی را دیده به ظاهر مسلح به عقلانیت بسان دو پا نیست اما جوهر وی هزاران راس دوپا را شرمنده می کند.
تصویر جناب خ خوبانی یاسوجی از کوه های ایستاده چون آرش زاگرس ،این پالس را می رساند آهای شهری های با کلاس و ادا و اطوار قرن بیست و یکم ،من مثل شما از مدرنیسم ،پست مدرن ،شهرگرایی ،قواعدبازی زندگی شهری نوین آگاهی آکادمیک و مدرسی ندارم اما به لطف حکمت خدا دادی از چنان شعوری سیرابم که دموگراف های شما ترسیم نوین زندگی را باید از الاغ من و رویکردم به طبیعت بیاموزند.

هم وند و هم وطن
مفهوم محیط زیست از بی شمار مفاهیم می باشد و دنیای مدرن و جوامع پیشرفته ملزم به پایبندی به تک تک عناصر آن است.
در ایران خودمان؛کشوری با سبقه معروف به دروازه تمدن غرب و شرق عالم ؛چرا از ابتدایی ترین مفاهیم محیط زیست یعنی مدیریت زباله و پسماند خاصل از سبدغذایی خود در مانده است؟
خواهر و برادر عزیز
دوران رویکرد حق مطلق و مسئول محض به سر آمده است ؛قاطبه ساکنان این مرز و بوم از رفته گر تا عالی تریندمقام ،مسئول مدیریت گندکاری خود می باشد .
خوبانی جان
سلامم را به الاغ خود برسان ،به الاغت بگو کمتر شهر نشینان با شعور را شرمنده بفرما.
20 دیماه 97_سید یعقوب آل شفیعی فومنی

چهل و هفتمین پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم
چهل و هفتمین
پیام زیست محیطی( به بهانه روز رشت)
حدود پنج قرن پیش ؛گیلان به دوقسمت شرقی و غربی توسط رود سفید رود برخاسته از حوضه های قزل اوزن و شاهرود طالقان تقسیم می شد.
حوزه شرقی سفیدرود را بیه پیش و غربی آن را بیه پس می نامیدند.
در گویش گیلانی " بیه" به معنی رودخانه بوده است؛پیش رودخانه مرکز آن لاهیجان و پس رودخانه قلمرو آن از فومن آغاز می شد.
در این ادوار ؛شهر کنونی رشت یک روستایی بیش نبود و مسافرین که قصد تردد به اروپا یا بالعکس را داشتند در روستای بین راهی ( رشت) ساعات و روزهایی به بیتوته و استراحت گذرانده آنگاه بار سفر می بستند.
شاه طهماسب صفوی قصد سفر به اروپا از انزلی را داشت وقتی وارد رشت شد به او گفتند حاکمان ولایت وسیع فومن( تا خود زنجان و حتی ساوه حدود أن لحاظ می شد) مالیات به دولت مرکزی صفوی که شیعه مذهب بود نمی پردازند؛زیرا حوزه غربی سفید رود یعنی ولایت نشین فومن هم حاکم و همچنین کل ساکنان و موالیان منطقه سنی مذهب بودند .
گیلان شرقی پیشتر و زودتر به تشیع رو آورد اما گیلان غربی بسیار دیرتر و در بازه زمانی طولانی آنهم به شمشیر تمایل خود را به شیعه نشان داد.
شاه به شدت عصبانی شده دستور بسیج نیرو علیه بخش غربی سفیدرود( بیه پس) یا همان قلمرو سنی نشین گیلان به مرکزیت فومن را صادر کرد.
از ( روستای) رشت به طرف شرق آن یعنی فومنات لشکر به سمت فومن حرکت می نماید در سه راهی (پانزده کیلومتر مانده به فومن) یا همان محل تلاقی و تقاطع فومن_ صومعه سرا و ماسال که معروف به سه راهی مرجقل یا بازار جمعه است درگیری شدید بین مردم سنی مذهب و حاکمان تسنن فومن با لشکر شیعه صفوی دولت مرکزی رخ داد.
در این درگیری از سوی حکومت مرکزی چنان سبعیت و بی رحمی بروز می دهد که از سر های جدا شده مردم فومن مناره ساخته تا عبرتی برای متمردین از حکومت مرکزی شیعه باشد.
در نتیجه فومن سقوط کرد و باقی مانده مردم از ترس جان ،مذهب رسمی حکومت مرکزی شیعه را می پذیرند.
شاه طهماسب صفوی پس از شکست و سقوط فومن ،مرکز بیه پس ( پس رودخانه) را از فومن به روستای رشت انتقال داد.
از آن زمان رشت با رشد آرام و بطئی به ثقل استان تبدیل شد و اما فومن تا سال 1338 خورشیدی حتی قلمرو وسیع داشت و به فومنات علاوه بر فومن و شفت کل شهرستان صومعه سرا را شامل می شد و معروف بود.
در این سال مرحوم دکتر منوچهر اقبال به عنوان نخست وزیر حکومت پهلوی وارد استان گیلان به جهت بررسی وضعیت اقتصادی و...منطقه می شود و از جمله برنامه های بازدید وی ،منطقه صومعه سرا بود که در سنه مزبور جز واحد جغرافیایی فومن منظور می شد .
در سفر یاد شده مردم صومعه سرا برای میهمان استان خود سنگ تمام گذاردند از جمله با ذبح دهها گاو و گوسفند قدومش را گرامی داشتند.
مرحوم.دکتر متوچهر اقبال با عنایت به مهمان نوازی مردم شهر،از ایشان می پرسد چه درخواستی دارید تا فی الفور از شرمندگی تان برآیم؟
مردم نیز یکصدا فریاد بر آوردند ارتقاء به شهرستان و منفک از فومنات.
وی در اولین جلسه هیئت دولت پیشنهاد را مطرح و به اتفاق آرا صومعه سرا از فومنات منفک و به شهرستان مستقل تبدیل شد
روز رشت را به تمام گیلانیان ،استانی که به دروازه تمدن ایران و چشم سرسبز ایران لقب دارد نیز به مردم فومن و شفت و شهرستان صومعه سرا تبریک می گویم.
12 دیماه 97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی
دبیر در شرف بازنشستگی جغرافیا

بسم الله الرحمن الرحیم

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

 

نهم دیماه هر سال یاد آور شهادت هم ولایتی مان شهید" شهرام طلوعی ماسوله" در خیابان برشنورد شهر صومعه سرا(گیلان) ،سال 57 خورشیدی رخ داد ،می باشد.

راقم.سطور به رسم پاسداشت مقام ایشان و ادای احترام به والدین وی،چند سالی رخصت یافته به محضر پدر ارجمند و مادر عزیز شهید می رسم.

امسال نیز طبق سنوات پیشین زنگ خانه پدری شهرام را نواخته، متاسفانه مادر شهرام به جهت کهولت سن و بیماری قلبی در بیمارستان بستری است ولی پدر شهید به استقبالم آمد.

دیدار ما تقریب به یک ساعت طول کشید بیشتر صحبت حول وضعیت جسمی آن بانوی عزیزصبور بود.

البته بعضا با نگاه های بی کلام و سکوت سرشار از ناگفته ها ،از رشته های شهیدان که اکنون عده ای راه زن دین و ملک و ثروت آن را پنبه کرده اند و نهضت مرحوم امام ( ره) را تهی از مفهوم عمیق انسانی تبدیل شده است آه از نهادمان بر می خاست.

چه در سر می پروراندیم و روندگان خطوات صهیونیست چه بر سرش آوردند؟!

هویاعلی مدد

9 دیماه97_ سیدیعقوب آل شفی عی فومنی

چهل و ششمین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

چهل و ششمین

پیام زیست محیطی ( چالش انتقال آب خزر به...)

 

نماینده محترم مردم شریف شهرستان های فومن و شفت در مجلس شورای اسلامی حاج محمدمهدی افتخاری ( دامت افاضاته)

باسلام و احترام؛

 

اخیرا رئیس جمهوری در جمع مردم شاهرود در مورد انتقال آب خزر به استان سمنان گفت:

"ما نیاز داریم به آب خزر برای مرکز ایران".

مباحث مزبور چالشی نه فقط منطقه ای ،بل تبدیل به چالش ملی و در مینیمم دو سوی فلات خشک ایران و در دو حوضه آبریز متضاد با جمعیت بالغ بر پنج میلیون تن شده است.

مستحضر هستید بحث انتقال آب خزر به استان سمنان در دولت دهم به تصویب رسید و دولت دوازدهم عزم خود را جزم کرد تا این پروژه را البته به کمک بخش خصوصی به انجام رساند.

واکنش ها به تصمیم اخیر دولت در فضای رسانه ی کاغذی و مجازی با لحاظ سلسله مطالب ،از نوسان عقلایی تا پوپولیستی متفاوت است.

 

راقم این سطور هرچند از طرفداران انتقال سالانه 200 میلیون متر مکعب ( یعنی یک دهم ظرفیت سد منجیل) آب خزر به استان سمنان می باشد ؛اما به جد باورمند و مومن به استفساریه از مخالفان و موافقان با تخصص هیدرولوژیک،اقلیم،خاک شناس ،منابع طبیعی و نمایندگان NGOs است.زیرا در فضای کارشناسی پس از واکاوی می توان اقدام به عملیاتی نمودن پروژه انتقال آب خزر کرد.

 

استفساریه و واکاوی و پس از آن تصمیم و اقدام ملت_ دولت را قانون اساسی ج.ا.ا در اصل 59 چنین شرح داده است:

" در مسائل بسیار مهم ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی ( رفراندوم) و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد در خواست مراجعه به رفراندوم ( همه پرسی) باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد."

 

نیز در اصل 99 قانون اساسی می خوانیم پس از نطارت شورای نگهبان در امر انتخابات و همه پرسی ( رفراندوم) در ادامه اصل 110 فرمان رفراندوم ( همه پرسی) را به اختیار رهبری داده و برآیند آن در اصل 123 این گونه شرح می دهد رئیس جمهور موظف است مصوبات مجلس یا همه پرسی را پس از طی مراحل قانونی و ابلاغ به وی امضاء کند و برای اجرا در اختیار مسئولان بگذارد.

 

نماینده محترم

عجبم از آنانی که رفراندوم( همه پرسی) را علیرغم آنکه شخصیت های وزین و مجتهدین تراز اول بسان آیات منتظری،طالقانی ،ربانی شیرازی و دهها مجتهد خوش نام دیگر به اصول قانون اساسی وارد کردند تابو دانسته و از الزام به آن اصل راهگشای توحیدی طفره می روند.

در کشور سوئیس ( قلمرو کفر!!!) حتی برای بریدن شاخ گاو و بز به همه پرسی رجوع شده در دیار کفر به طور میانگین هرسال چهار همه پرسی ( رفراندوم ) برگزار شده است.

خجلم آنکه مخالفین همه پرسی ( رفراندوم) تمامی سخت افزار غربی ها را ستایش گونه می نگرند مصادیقی چون بیمارستان ها ،دارو ،ماشین و...غربی را ؛اما به نرم افزار ایشان بسان الزام به عقلانیت ،خردگرایی ،همه پرسی و...را بر نمی تابند و تابو می انگارند؟؟؟!!!

 

قرآن این نازله روح لطیف الهی بر سینه پر از عشق و صفا و یک رنگی محمد( ص) به ایشان تاکید می نماید با افرادی که در کارزار سخت احد نافرمانی کرده و مسیر پیروزی را آن همرهان سست عناصر به جاده مرگ و شکست منحرف کردند به مشورت ( همه پرسی و رفراندوم) بپردازد.

آیا زیبنده جهان اسلام است از این سرمایه عظیم و تحفه الهی حظ و سودی نبرده باشد و بی شرمانه تر از همه به دیده تابو بنگرد؟

 

به نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی پیشنهاد می نماید ،با عطف به قانون اساسی و احیای این اصل مغفول ،فضای چالشی بعضا احساسی حول محور انتقال آب خزر به سمنان را به حول و محور عقلانیت ،تخصص گرایی و کارشناسانه هدایت نمایند.

 

در پایان با عاریه گرفتن از ماده 7 قانون همه پرسی( رفراندوم) ج.ا.ا ،یک گام به فضای کاملا پخته و سنجیده خواهیم برداشت.

در قانون یاد شده می خوانیم:

"صدا و سیما مکلف است برنامه های آموزشی در باره موضوع همه پرسی را پخش نماید ."

 

آذر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

چهل و پنجمین پیام ریست محیطی( نشست زیست محیطی دولت و نمایندگان ملت)

‍ بسم الله الرحمن الرحیم
چهل و پنجمین
پیام ریست محیطی( نشست زیست محیطی دولت و نمایندگان ملت)

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی از حوزه های انتخابی شهرستان های گیلان
باسلام و احترام؛

درخبرها نقل قول از نوبخت آمده است:
قول مساعد محمدباقر نوبخت برای پیگیری های مطالبه اساسی مجمع نمایندگان استان گیلان از جمله الف) لایه روبی رودخانه ها ،
ب) تخصیص اعتبار برای فاضلاب شهری، ج) حل معضل پسماند،
د) احداث مگا هاسپیتال یا بیمارستان فوق مدرن و آموزشی داده شد.
سال گذشته چندتن از نمایندگان ادوار سوم و ششم را در فومن میزبان بودم ؛ایشان ضمن تمجید از نوابغ ادبی ،هنری ،سیاسی،کار آفرینی و...گیلان زمین ؛تاسف خود را اما از بعضادنمایندگان ضعیف منطقه پنهان نداشتند.
آن سان از خروجی خبر گزاری ها خبر دیدار و نشست نمایندگان گیلان با معاون محترم ریاست جمهوری و رییس سازمان برنامه و بودجه کشور با مجمع نمایندگان ،نیز به محتوای نشست مزبور آگاه شدم به یاد دغدغه میهمان ذکرشده افتاده و آه از نهادم برخاست.
چرا؟
جالب است دکتر نوبخت در جلسه یاد شده خطاب به حاضرین می افزاید:
" در آمد ایران به یک سوم کاهش پیدا کرده است".
با عنایت به تجربه میدانی قدرت خرید مردم بسیار پایین است نیز قیمت ها در خوش بینانه ترین حالت سه برابر رشد جهشی دارد.

آیا با چیدمان گزاره های فوق؛تداعی به بازی گرفتن نمایندگان محترم از سوی عالی ترین مسئول اجرایی و ردیف بودجه نیست؟

آیا مطالبه چهار معضل بزرگ ،در وضعیت و شرایطی کنونی ،دولت از پرداخت حقوق ماهیانه پرسنل و کارمندان( چهار میلیون کارمند)
خود با چالش روبروست؛همچنین ناگزیر به تعطیلی و کاهش شدید پروژه و بودجه عمرانی دست زده است ،انعکاس میزان IQشما عزیزان نخواهد بود؟
اکنون پیرامون خوش و بش مجمع نمایندگان با نوبخت را در متن ذیل ارزیابی می نماید:
1)هزینه لایه روبی رودخانه ها ( فقط زرجوب و گوهر رود) ،قبل از سیر صعودی جهشی قیمت دلار و هزینه عمرانی ،بالغ بر هزار میلیارد تومان تخمین زده شده است.
استان گیلان نزدیک به 45 رودخانه اصلی از کوه های تالش تا غرب البرز غربی به تالاب های انزلی ،استیل و...نیز به دریای خزر وارد می شود برخوردار بوده هزینه لایه روبی چهل و پنج رودخانه می دانید چقدر است؟
ناگفته نماند من سوادم نمی کشد دارندگان حساب های بی حد و حصر و مختلسین شاید پاسخ میزان ریال آن را داده باشند.!!!

2) تخصیص اعتبار برای فاضلاب شهری هرچند آرزو بر بزرگان عیب نیست ؛اما پرسش مردم آن است چرا پروژه فاضلاب شهری شهرهای گیلان علیرغم بالغ بر دو دهه کلنگ زنی و پیشرفت بطئی و کند ،خروجی ملموس نداشته است؟

3)حل معضل پسمان
دهه هفتاد هشتاد خورشیدی جمعی از مدیران بی کفایت دینی و علمی، به نیروی قهریه ،جنگل سراوان ،آن لکه های بکر طبیعی چندین میلیون ساله هیرکانی را به سایت و نماد بی اخلاقی خود ،یعنی محل دپو و دفن انواع زباله شهری _ روستایی غرب گیلان و رشت تبدیل کردند .تصمیم و اقدام خائنانه مدیران فاسد استانی ،فتح البابی شد تا کل قلمرو استان دپوی هزاران تن زباله باشد.

4) احداث مگا هاسپیتال ( بیمارستان آموزشی و ابر درمانی پذیرش بیمار در گستره حتی خاورمیانه) قربان نشئگی نشئگان!!! ،بیمارستان های پورسینا و رازی ...رشت ،امام حسن مجتبی فومن و...در شرم آور ترین وضعیت درمانی و خدماتی می باشند .خیابان های منتهی به آن بعضا از تحمل بار ترافیکی در مانده است در چنین وضعیت ،مردم گیلان به مس بودن بیشتر راضی بوده تا به طلا بودن.

عزیزان و بزرگواران
آمال و دغدغه شما را ارج می گزارم و به دیده منت گذارده ؛اما اقدام شتابزده و غیر کارشناسی با عنایت به وضعیت بحران ارزی و وجود هزاران حفره و سوراخ کوچک و بزرگ در انبار ثروت کشور به توسط امانت داران متشرع ،جای تامل و تردید دارد.

ایکاش از چهار مطالبه افسانه ای ،یک مطالبه از عالی ترین مسئول دولت درخواست داشته و دریک وحدت نظر و عمل پیگیر آن می شدید.
از باب نمونه ،" حل معضل پسماند" را برگزیده و پیگیری کرده نیز دولت محترم را مجاب به هم دلی و همراهی می کردید.

15 آذر97_ سید یعقوب آل شفیعی فومنی

چهل و چهارمین پیام زیست محیطی ( ماهیت و فرصت بارش های اخیر)

بسم الله الرحمن الرحیم
چهل و چهارمین
پیام زیست محیطی ( ماهیت و فرصت بارش های اخیر)

زنده یاد احمدشاملو در کتاب " قصه های کتاب کوچه" ؛قصه ی زیبایی را می آورد با عنوان" بخت" .
او داستان دوجوان ،اولی از ارث به جا مانده پدر به بهترین نحو و شیوه سود می برد ؛اما دومی ماترک پدر مرحوم را به خاک سیاه می نشاند.
جوانک سر به هوا ،پس از مدتی به خود آمده و ناچار پی فرصت مجدد می باشد نتیجه اش آنکه به کوه و بیابان و دریا زده شاید شانس و اقبال به او یکبار دیگر رو کرده باشد.
پس از عبور از کوه دمن و دشت شانس یا همان بخت خود را می بیند از روزگار فلک زده زندگی خود می نالد " بخت " او خطاب به وی می گویدبه دنبال من بیا هر چند امیدی به تو نخواهد بود.!!!

بخش اعظم ،به خصوص نیمه غربی کشور ،پاییز پر خیر و برکت نزولات آسمانی را تجربه کرد حتی دکتر بهلول علیجانی ماهیت بارش ایران را معمولی ندانسته بلکه آن را با شدت و مخاطرات می داند.
بارش های مزبور ،حاصل نگاه عاشقانه خدا در فصل سلطان فصل ها به سرزمینی است که مدت هاست عشق ،نوع دوستی ،خداپرستی راستین،نفرت از کین و دروغ و...از آن کوچ کرده و به دیار دیگر حتی دیار کفر؟؟؟!!! لانه کرده است.
در این بلای انسان سوز دست ساز بشر،بلای دیگر بر ما هجوم آورده آن داشتن مدیرانی که بعضا چنان فاقد وجاهت علمی و دینی می باشد حتی راننده های ماشین لجن کش ،حاضر به قبول اینان به عنوان شوفر شاگرد نخواهد بود.

سال هاست بسان جوان مورد اشاره " کتاب قصه های کوچه" احمد شاملو ،ماترک لطف الهی را بر باد داده ایم و پایانی بر آن انگار مترتب نیست.


نمونه اخیر وقوع بارش باران و برف نرمال در بخش اعظم کشور مان ایران ،اما بسان دهه های پیشین فرصت سوزی ما را باید در کتاب گینس ثبت کرده باشند.سرزمین خشک و بخش اعظم لم یزرع و زیست بوم خشن ،اما وقوع باران با ماهیت غیر معمولی ،البته فرصتی از سوی صاخب " بخت" به بنده اش؛بنده ای که در فرصت سوزی رکورد دار جهانی است.!!!
سال هاست کارشناسان خبر هشدار داده اند ،جلو جریان آرام یا وحشی آب را با سد سازی اگر مانع شوید خروجی آن خشکاندن تالاب ها ،زایش نوزاد ناقض الخلقه ای به نام ریزگرد و دهها پدیده خسارت بار جبران ناپذیر تجربه خواهد گردید.
پروردگارا " بخت " ایشان را گشوده ای عقل ایشان را نیز بگشا ای گشاینده حوائج.

7 آذر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

به کارگران نیشکر هفت تپه

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

به کارگران نیشکر هفت تپه

هرچند دیر هنگام امابا تمام وجود سلام بر شما.
به آنانی که بالغ بر سه هفته ،بر استیفای حقوق شرعی و قانونی خود پای می فشارند سلام و درود.
به سفره خالی از نان و خورشت به رنگ پریده دختر و پسر کارگر هفت تپه سلام و درود.
به مطبخ خاموش خانه های کارگران هزار اعتذار و شرمندگی.

عذر تقصیر به پیشگاه پیامبر عشق و دلدادگی محمد( ص) و امام صدق و صفا صادق( ع) که سده ها بر قانون کار انسانی دینی و اخلاقی صحه گذاردند اکنون اما، آنچه استشمام نمی گردد نه قانون امپریالیستی غرب و نه قانون استالینی شرق کمونیست است قانون توحیدی اسلام پیش کش آقایان.

چه شد فعل و مصداق احادیث به جا مانده از بنیادگذار اقتصاد توحیدی تولید محور مقاومتی؟
آن سان فرمود:
" مزد کارگر را قبل از خشک شدن عرقش بپردازید و در همان حال کار مزد( قانون کار) او را مشخص کنید."
به مدیرانی که در پاسخ به اعتراض شرعی_ قانونی کارگران نیشکر هفت تپه شوش ،رویکرد امنیتی را جستجو می نمایند پیشنهاد می نماید یک ماه از دریافت حقوق نجومی شرم آور و حرام شرعی به تمام معنی اجتناب کرده ؛آیا توان پاسخ گویی به سوگلی های خود( همسر و فرزندان) را خواهند داشت؟

بر سجاده خود!!!هنگام ادای صلاه ،لحظاتی به تفکر فرو رفته اند که اینان چندین ماه بدون دریافت ریالی دستمزد چطور امرار معاش می نمایند؟

کارگران هفت تپه
الزام به حضور راقم سطور بر سفره با خانواده نبود قطعا تا احقاق کامل حقوق تان ،از دست یازیدن به طعام خود داری می کردم.
شب میلاد پیامبر عشق و دلدادگی
3 آذر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

به بهانه " هفته مقدس کتابخوانی

بسم الله الرحمن الرحیم

به بهانه " هفته مقدس کتابخوانی"

روزنامه سازنذگی شماره 222 روز یکشنبه 27 آبان 97 در صفحه 3 مقاله قابل تامل از عماالدین باقی روزنامه نگار پرسابقه ایرانی درج کرده است؛علاقه مندان به قلم و کتاب و تحقیق را پیشنهادمطالعه آن را می نماید.
باقی با قلم رسا و زبان آماری داد از بیداد کتابخوانی و بحرانی دیگر از هزاران بحران جامعه ایرانی دارد.

اکنون دغدغه راقم این سطور؟؟؟!!!
آنانی که گزارش " ده شب" شب های شاعران و نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران_ آلمان را در مهر56 خورشیدی از طرف موسسه فرهنگی آلمان ( انستیتو گوته ایران) برگزار شد دنبال کرده باشند صد افسوس دغدغه ایام مزبور اکتون نیز تجربه و تکرار شده است.
پس از پیروزی انقلاب توحیدی _ اسلامی به رهبری حضرت امام امواج سونامی مقدس کتابخوانی کلیت جامعه ایران را در نوردیدو آثار اندیشمندی چون دکتر علی شریعتی به تیراژ چند ده میلیونی رسیدو فرصت و فرجه ای گشت تا روشنفکران حقیقی و مسئولیت پذیر تاریخی رخصت یافته بنای جامعه ی فرهنگی انسان محور توحید اندیش را پی ریزی کرده ؛نیز آثار بزرگانی چون طالقانی ،بهشتی،صمدبهرنگی ،
مطهری ،گلسرخی و...مناط و اعتبار خود را از اندیشمندان کاغذی ارزیابی کرده باشند.
صدافسوس پس از مدتی چند پاشنه بر جای اول چرخید و به نقطه ای پرتاب شدیم که ممیزی جای ارزشمندترین تحفه الهی یعنی عقلانیت نشست و با چیدمان و احصاء دهها کلمه و کلیدواژه " ممنوعه" عقل را تعطیل و سنگ را در مسیر چشمه آگاهی و سیال نشاند شد آنچه نباید می شد.
در غیاب کنش گری وبهار عقلانیت ،شاهد تولید میلیون ها جلد کتاب در پیتی از سنخ تعبیر خواب بوده ایم.
در مقاله نشر داه شده از عمادالدین باقی آمده است دستاورد خواندن کتاب مانع از هنجار شکنی و آنومی فرهنگی خواهد بود .
گزاره ی تحقیقی و تحلیلی که تجربه چهار دهه اخیر آن را اثباتد کرده است.
انس با کتاب و کتابخانه آستانه تحمل افراد یعنی حاکمیت و مردم را افزایش داده و دیالوگ و گفتمان بر پایه عقلانیت را در جامعه نهادینه می سازد.
در عنفوان انقلاب اسلامی مرجع فکری جوانان مان شخصیت های برجسته مطهری ،بهشتی ،بازرگان ،کیانوری،طبری و...( علی رغم جامع اضداد بودن) بود و خروجی آن شهیدان باکری از آذربایجان و خوش سیرت از دیار گیلان است و در وصیت نامه ی به جا مانده از ایشان تکامل و نقش رهبران و مرجع فکری قابل رصد و ردیابی است.
امروز اما با میدان داری فرهنگ ممیزی افرادی چون حسن عباسی ،فراستی ،پناهیان و...مرجع فکری جامعه معرفی شده اندو خدا داند خروجی آن چه خواهد بود.

28 آبان97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

چهل و سومین پیام زیست محیطی( اقتصادمقاومتی و تولیدمحور)

بسم الله الرحمن الرحیم

چهل و سومین
پیام زیست محیطی( اقتصادمقاومتی و تولیدمحور)

هفته گذشته پنحشنبه وجمعه17 و 18آبان97 در ییلاق زودلی سر کفا( بالا) مسیرقله توریشم ماسوله فومن بودم.

میزبان مرد بی شیله و پیله ،در دو روز مزبور آنچه در توان داشت طبق اخلاص نهاد وراقم این سطور را شرمنده منش مهمان نوازی خود کرد.
او خبر تاراج دردناک چوب باغات انواع میوه روستاهای شهرستان خلخال را برای من شرح دادوبرخود فرض دانستم فارغ از هرنوع پیشداوری و قضاوت ،وجدان های آگاه را به واکنش منطقی و عقلانی فرا خوانم .

میزبان خبر را در گزاره ذیل اینگونه بیان کرد:
" چندین روستا از شهرستان خلخال ،چوب باغات انواع میوه آن به ثمن بخس برای فروش به دلالان فرخته شده است."

در رژیم پهلوی بالغ بر 68 هزار روستا در واحدجغرافیایی ایران وجود داشت اکنون از آن تعدادبیش از 35 هزار خالی از سکنه شد.

کلاس درس به دانش آموزان از عواقب منفی مهاجرت روستائیان به شهرها و خود روستا از کتاب جعرافیای عمومی (1) به کرات دادسخن داده ایم ؛افسوس در عمل اراده ای به منویات اقتصاد تولیدمحور مقاومتی رد یابی نمی گردد.

میزبان اهل معرفت و درد در ادامه افزود:
" روستاهای خلخال نسل امروز و جوانش ،به جهت پایین بودن سطح و سرانه در آمد ناچار راهی شهرهای مجاور به خصوص کلان شهرهای تهران و...شده است اکنون روستاها مصداق مثل معروف علی ماندو حوضش است."

سالمندان و سالخوردگان روستایی چون توانایی و نیروی آبیاری و هرس باغات به جامانده از نیاکان خود را ندارنددر نتیجه درختان میوه ارگانیک روستا ،خشک و فاقد قابلیت میوه دهی شده است.
بیچاره روستایی سالمند ناچار برای امرار معاش و گذران زندگی و تهیه مایتاج قوت و خوراک خویش چوب باغات گیلاس ،گردو، قیسی و ...را به ثمن بخس به دلالان دله و هرزه واگذار می نماید.

اینجانب در آخرین روز هفته ضمن کوهپیمایی به همراه خود مقداری مویز یا کشمش برای جلوگیری از افت احتمالی قندخون دارد.
اخیرا برای خرید کشمش به مغازه خشک بار فروشی در فومن رفته و مغازه دار پیشنهاد خرید مویز وارداتی از اوکراین را دادچقدر رنجیدم از سیاست های ضد اقتصاد تولیدمحور و مقاومتی مدیران کشور.؟؟؟!!!

مدیران محترم کشور
در سال مزین به اقتصاد مقاومتی با دعوت از کارآفرینان وطن پرست و خداترس راستین،نه آن پیشانی بزک کرده های دزد و هرزه ،روح تازه به کالبد مرده روستاهای ایران دمیده و اقتصاد تولید محور و مقاومتی را در عمل التزام داشته باشید.

ان شاءالله شاهد روزهایی باشیم که روستائیان ما برای امرار معاش ناچار به خشکاندن و آنگاه فروش چوب باغات میوه خود نباشند.
آمین یا رب العالمین.

19 آبان97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

چهل و دومین   پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم

چهل و دومین 

پیام زیست محیطی( قتل دیگر)

 

خبر رسید یکی از فعالین محیط زیست به نام " فرشیدهکی" در مقابل منزل خود به طرز فجیع با کارد ،کاردآجین شد و براثر ضربات حاصل از آن جان سپرد.

همزمانی قتل وی با قتل ژورنالیست عرب ترک تبار و چالش دیپلماتیک حاصل از مرگ او ،توقع مردم را ، پیگیری از فاجعه رخ داده دو چندان می نماید.

فرشید هکی یکی از قربانیانی که مرگ او در هاله ای از ابهام است و تا مشخص شدن علل مرگ و پاسخ دستگاه های مسئول ؛نه می توان کسی را متهم کرد و نه می توان به آلاف و الوف توسل به اخبارو شایعات کذب شد.

متاسفانه کسری از اخباری که صداو سیما به قتل روزنامه نگار عرب ترک تبار اختصاص داده در مورد این فعال محیط زیست نبوده است.

از مسئولین نظارتی و پلیس محترم آگاهی انتظار می رود به جهت رفع هرگونه شبهه و خط بطلان بر شایعه پردازان ،در اسرع وقت چرایی ،چگونگی و احتمالا انگیزه قاتل ویا قاتلین را برای ملت شهیدپرور و علاقمندان به حوزه محیط زیست مشخص نماید.

 

30 مهر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

دوستدا رمحیط زیست

چهل ویکمین  پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چهل ویکمین

پیام زیست محیطی( شهادت محیط بان)

 

خبر شهادت محیط بان پارک ملی گلستان ،شهیدحاج محمدباش قره،در شب شهادت( به باور شیعیان یکی از ایام یا هفتم یا ببست و هشتم صفر) تنهاترین پیشوای تاریخ ،توسط شکارچیان ناجوانمرد و رجاله ،برای همیاران و علاقه مندان محیط زیست دردناک است.

 

نگارنده این سطور در هفتم مرداد87 به مدت سه شبانه روز در منطقه تنگ راه گلستان بیتوته داشته است ؛الحق والانصاف از نزدیک تلاش این عزیزان را تجربه داردو علیرغم مشغله فراوان به اینجانب نیز عنایت و توجه داشتند.

جالب اینکه احدی از پرسنل اداری و مسئول وقت پارک ملی گلستان حتی از خانه و امکانات سازمانی بی بهره نبوده اما از. حال و چرایی سفرم پی جو نشدند.

محیط بانان آنجا به خصوص یکی از پرسنل بسیار زحمت کش و بی ادعا ،از برادران عزیز اهل سنت به نام آدینه محمد مورد لطف و تفقد وی بودم.

 

به سهم خودشهادت حاج محمد باش قره را به برادران اهل سنت منطقه گلستان و هم یاران محیط زیست تسلیت می گویم.

 

25 مهر97_سیدیعقوب آل  شفیعی فومنی

چهلمین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

چهلمین

پیام زیست محیطی ( نقداخلاقی)

 

اخیرا در فضای مجازی ،پستی دست به دست می گردد که ظاهرا جلسه زیست محیطی با حضورمسئولین اجرائی استان مازندران برگزار شده است و بر دیوار اتاق جلسه ،ظاهرا باید در اداره کل حفاظت از محیط زیست استان مازندران باشدپوست أهوی دباغی شده نصب است.

اغلب کاربران محترم ،به تصور اینکه گوزن توسط مدیران حاضر صید وسلاخی شده است ؛در یک پویش همگانی نفرت و انزجار خود را از عمل مسئولین استان مازندران اعلان داشته اند.

 

توضیح:

از فقیه عالیقدر بلاواسطه شنیدم و حتی به من تاکیدفرموددر قضاوت و اعلان نظر ،حتی به قاتل عزیزان خود ،از صراط انصاف و وجدان و ادب زاویه و انحراف نداشته باش .

منظور:

سال 87 به عنوان حفظ محیط زیست و طبیعت از رفتار زننده و زشت ساکنان آن،با دوچرخه از فومن تا تنگ راه البته از بهشهر یک معلم آلمانی " قانون" تدریس می کرد و با دوچرخه قصد سفر به چین را داشت با من همسفر شد رکاب زدم.

در یکی از شهرهای گرگان مهمان یکی از ادارات محیط زیست بودیم ؛شب هنگام پس سرو شام ؛برای خواب به ساختمان اداری محیط زیست رفته و در یکی از اتاق ها ؛انواع تاکسی درمی( حیوانات علفخوار و پرندگان ) در کف اتاق بزرگ تعبیه شده بود.

از معاون اداره مزبور از نحوه و چگونگی صید و شکارپرسش نمودم ،در پاسخ گفت تمامی این چند قلاده و قطعه ها بعداز شکار و ذبح از دست شکارچیان غیرمجاز گرفته شده است و ناچار به تاکسی درمی تبدیل شده است.

 

اینجانب بالغ بر دو دهه در حوزه محیط زیست در حد تکان خود ،مورد اشاره قرآن بوده است

" لا یکلف الله نفسا الا وسعها"

کنشگر این حوزه می باشم و منتقد جدی بوده ام ؛اما در قضاوت همیشه.سعی کرده ام توصیه فقیه و مرجع بی بدیل ام را نصب العین قرار داده باشم.

هو یا علی مدد

21 مهر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

سی و نهمین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

 

سی و نهمین

پیام زیست محیطی( سیل اخیر)

 

وقوع سیل در بخش هایی از کشور،به خصوص شمال ایران را نه در 20 سال اخیربلکه به روایتی 150 سال گذشته بی سابقه دانسته اند.

خسارت ناشی از وقوع آن به ارقام نجومی چند صد میلیاردتومانی رسیدوالبته با هشدار و آمادگی از پیش اعلان گردیده ،خسارت جانی در مقایسه با سنوات قبل ناچیز بود.

 

چند نکته به وقوع و پیامد سیل اشاره می نماید:

سیل را باید از موهبت الهی بر بشریت لحاظ کرد ؛ زیرا علاوه بر حجم عظیمی از آب را وارد رودخانه وسپس سل ها و تالاب می نماید،نیز هر یک متر مکعب آن، حاصل از وقوع سیل ،یکصد کیلو رسوب به همراه دارد.

بعدمنفی سیلاب را باید در جریان عمودی آب آن دانست که مانند دستگاه حفاری ،عمودی عمل می نماید و به بن و عمق و ریشه پدیده ها اثر تخریبی جبران ناپذیر برجا می گذارد.

سیلاب چون جریان آن عمودی با وزن بسیار بالاست ،درمسیر حمل خود،به بن و پایه انواع اشجار و پل ها ضربه تخریبی وارد نموده که کنده شدن درخت ،سد کوچک و موقتی در پای پل ها ایجاد می نماید و با ضربات عمودی پی در پی موجب تخریب پل ها می گردد.

 البته پل های قدیمی ،از چندین پنجره اطمینان فرار و دبی بالای آب شکل یافته که هنگام وقوع سیلاب ،حجم آب از پنجره ها خارج شده و اثر تخریبی آن صفر و یا به شدت کاهش می یابد.

 

سیل اخیر استان های شمالی ایران را به خصوص گیلان و مازندران ،معلول و پیامد خشکاندن " سل" یا " استخرطبیعی" می توان لحاظ کرد.

 

در شهرستان فومن به خصوص حوزه شهری ، چندین " سل " یا همان " استخر طبیعی " وجود داشت؛متاسفانه اکنون اماکن مسکونی،خدماتی شهری،اداری و ورزشی جای آن را گرفته است.

 

نقش بی بدیل " سل " ها :

1_ زهکش بارش است،

2_ بیتوته انواع پرنده مهاجر ،

3_ زایشگاه انواع ماهی ؛اکنون اما.جای خود را به آهن پاره و سنگ وسیمان داده است و جریان هرزآب در بستر خیابان و کوی و برزن شهرفومن و دیگر مناطق جولان داده، نیز دیگر مناطق کشور به چنین اپیدمی مبتلا است.

 

کشور استرالیا بسان ایران حدود80% از مساحت آن خشک است و لم یزرع،مسئولین محترم که چهار دهه از مایملک ملت ایران به کشورهای خارجه می روند انتظار حداقلی این ملت از جنابان مستطاب آن است که رهاورد تکنوکراسی ( دموکراسی پیشکش شما) دنیای توسعه یافته را نیز برای این سرزمین بحران زده ارمغان آورده باشند.

استرالیا با ساخت سد و استخر مصنوعی و کوچک، هرزآب های جاری را به آنجا هدایت که از وقوع سیلاب اجتناب و نیز آب را برای فصل کشاورزی ذخیره می نماید.

 

19 مهر97_سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

امام سجاد ،روح حقیقت اخلاق؛

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام سجاد ،روح حقیقت اخلاق؛

 

علیرغم دین گریزی جوانان( امام جمعه موقت شیرازگفت 17 درصدجوان دین دار است)، و کاسبی از دین به توسط جمعی دیگر ،نیز اخلاق ستیزی بی شرمانه در جامعه ما،خلاء معنوی ادبیات و مانیفستی چون این پیشوای راستین ،محسوس تر است.

 

امام سجاد در دوره ای که حکومت بنی امیه ،به نام خدا و دین محمد،حتی به باور مقتل نویسان و مورخین به کودک شش ماهه رحم ننمود و در یک اقدام هماهنگ با دستگاه تبلیغاتی روحانیون درباری و قمه کش های هار حکومتی ،آخرین سنگر تشیع و صالح ترین عبدخدا و همراهان وی را دستجمعی قتل عام کرد؛نیز فضایی که به تعبیر اخوان ثالث ،هوابس ناجوانمردانه سرد است؛و تشتت و ترس و واگرایی فرهنگ عامه شده بود از پای ننشست و از پنجره ای جدید به عنوان دعا که به " صحیفه سجادیه" اشتهار دارداستراتژی نوین مبارزه علیه پیشوای ستم را گشود.

 

به همه آزادگان و دین داران پیشنهاد می نماید از ادعیه امام ادب و تربیت سیدالساجدین ،معروف به " صحیفه سحادیه " یا زبور آل محمد ؛بیشتر خوشه چینی و توشه گیری کرده باشند.

 

افسوس ،فضای امروزمان چنان مسموم و آلوده به شطحیات " روان پریشان" دو سر خور است که خود را پیرو چنین امام ادب و تربیت می خوانند ولی برادران دینی خویش را با ادبیات نخ نمای کهنه و انواع رنگ های تاریخ مصرف گذشته به معاند،الحاد،نفاق و دهها مورد بی شرمانه نسبت می دهند.

 

تاکید می نمایم که توشه گیری از صحیفه سجادیه ،ضربه گیری است از هتاکی بی پته و ریشه های خودرو.

شهادت امام سجاد مظهر ادب و تواضع را تسلیت می گویم

11مهر97_ سید یعقوب آل ش فیعی فومنی

سی و هشتمین   پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

 

سی و هشتمین 

پیام زیست محیطی( بحران نایلون)

در شهرستان فومن ،به جهت خرید نوشت افزارولوازم تحریر برای پسر کوچکم ،وارد فروشگاهی شدم؛درسمت چپ مغازه ،ستونی تعبیه شده است که بر روی ستون، متن زیست محیطی چشم مشتری را آن هم هنگام خروج از مغازه ،می نوازدبا این گزاره که

" اگر ازما نایلون بخواهید تقدیم می کنیم اما اگر نگیرید تشکر می کنیم به خاطر حفظ محیط زیست."

شب نیز با سرچ و جستجو در سایت ها،کانال ها و خبرگزاری های برون مرزی خبر از بحران شرم آور " نایلون و پلاستیک" را می داد.

هم وندان عزیز

یک قرن است که پلاستیک همزاد بشر است!!! هم زادی که به تارو پود زندگی ما راه یافته است ؛نیز از منازل ما علاوه بر محیط پیرامون شهرها به سواحل و دریا و کوه و برزن وارد می شود.با کمال شرمندگی تاکید نمایم که بیچاره پرندگان و انواع آبزی چون ماهی ،فک ،نهنگ و...از همزادبشر و رویکرد و فقر فهم و درایت بشر در امان نمانده است.

معضل نایلون مختص ایران نیست بلکه مترقی ترین کشورها نیز به این سندروم مبتلا شده اما ایشان به پشتوانه و هارمونی دولت_ ملت به مبارزه منطقی و جمع آوری آن اقدام می نماید ولی در ایران ما یکی از شاخصه های اعتماد دولت_ ملت به شکاف و گسل عمیق و عریض گرفتار است .یعنی دولت ملت را به تماشا نشسته و ملت دولت و حکومت را.آنچه رها شده است زیست و حق حیات انسانی نسل های کنونی و آتی.

نگارنده این سطور به بهانه کاهش آلام و درد طبیعت و نقش آفرینی در پویش " نه به انواع پلاستیک و نایلون"،اقدام به خرید " زنبیل" گیاهی کرده است ،قدمی هر چند کوچک برای کاهش درد زمین ما از بی منطقی ساکنانش.

 

10 مهر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی 

 

سی وهفتمین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

سی وهفتمین

پیام زیست محیطی( دیداربافعالین محیط زیست قم)

 

هفته دوم شهریورماه 97 ،توفیق دست دادوسفر دوروزه به شهر قم ،به زیارت مرقددختربلافصل ،ونماداستواری تشیع موسی الکاظم ،حضرت فاطمه معصومه وعالمانی چون حضرات آیات عظام سیدحسین بروجردی

حسینعلی منتظری

محمدتقی بهجت فومتی

و...نیزدیدارباچندتن ازفعالان وهم یاران " محیط ریست" داشته باشم.

اولین شب بیتوته ام درشهروجوارفاطمه معصومه ،مهمان خانواده وزوج بسیارموفق ومحترم ودلبسته به مفاهیم عمیق زیست محیطی بودم .

ایشان ازطرح وبرنامه زیست محیطی خود باعنوان باقیات صالحات یادکردند.

طرح مزبورجایگزین کردن انواع کیسه پارچه ای به جای کیسه ی پلاستیکی ،که می توان در نگه داری و تعبیه نان

میوه

حبوبات

سیفی جات

حتی کادوبرای جشن ها

و...استفاده قرار گیرد.

اینان به همت چندتن دیگرازجوانان متدین و بی ادعای قمی با ایجادوراه انداری کارگاه کوچک دوخت انواع کیسه پارچه ای که هدف آن جایگزینی برای کیسه پلاستیکی باشد به یاری طبیعت به شدت بیمارایران شتافته اند.

دغدغه شان از بی مهری وعدم توجه متولیان شهری ،حتی به شعار" شهرما خانه ماست" شنیدنی است.

سازمان محیط زیست 

شهرداری ها

وشوراهای اسلامی ...،طبق اصل پنجاهم قانون اساسی " مکلف" بهدحمایت از هم یاران وفعالین محیط زیست می باشند.

به ایشان پیشنهاد مراجعه به اداره محیط زیست وشهرداری شهرقم دادم؛افزودندبه دفعات با مراجعه به شهرداری و درخواست برگزاریرنمایشگاه نه به 

" انواع کیسه پلاستیکی"،

وآری به 

" کیسه پارچه ای"

اماوقعی ننهادند.

اکنون

ازدکترعیسی کلانتری

معاون محترم ریاست جمهوری ورییس سازمان حفاظت ازمحیط زیست؛نیزشهردارمحترم شهرقم درخواست می نمایدبه استعدادها وقابلیت های وطن ارج نهیم مباددر تاریخ برای آیندگان، ازما به نسل همانندضحاک استعدادکش یاد کرده باشند.

مدیران محترم کشور

بیش ازدودهه است که ازکشورژاپن،تعدادی کارشناس درپوشش جایکا(JICA)به سرزمین مان ایران آورده شده است به خصوص دراحیاء وبازسازی تالاب بین المللی بندرانزلی( گیلان) ازانواع آلاینده ها به ایران آمده وبروندادآن،فقط برای ایشان تصویب ردیف بودجه ودریافت پول کلان ،امابرای تالاب تهی از استمرارحیات.

 

برادرعزیزجناب کلانتری

بعیداست که این متن به رویت تان رسانده باشندامابرخسب وظیفه دینی وفلسفه امربه معروف ونهی ازمنکر ،البته دهه هاست آن را به ابتذال کشانده اند؛به محضرشما پیشنهاد می نماید:

ازجوانان مومن ومسلمان ،دلسوزوبی ادعای وطن حمایت گرددتا باتوجه به بی عدالتی ها و بی مهری ها جلای وطن ننمایند.

درپایان به زوج عزیزومیزبان نازنین ومهربان آقاحامدومرضیه الهی فر یادآوری می نمایم که ای عزیزان 

وقتی به عظمت کارشما اطلاع یافتم وعلیرغم بی مهری ها وشاید حسادت ،امااستوارایستاده ایدوآن را " زکات دانش" می خوانید؛شرمنده آن روح بزرگ ولطیف شما شده ام وبی مهری ها وحسادت به من در بعضا ادواری از دوره ها،ناچیزمی نماید.

شایدآقازاده زمینی نبوده ایدبدانیدکه درآسمان شمارا درلیست آقازاده های پاک طینت واز خروجی لقمه پاک وطیب می خوانند. 

19 شهریور97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

دولتی دراسارت توهم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دولتی دراسارت توهم

 

عنوان بالا،کتابی است درمورد( کره شمالی) نویسنده آن پاول فرنج،وباترجمه سلیس،روان وبه روز مترجم جوان وباپشتکار" محمدحسین باقی".

کتاب ذکرشده در592 صفحه ترجمه گردیده وازچهاربخش و13 فصل به نگارش آمده است.

" دولتی دراسارت توهم"

به سان آتش پرومته برتاریکخانه زئوس عصرونظام سیاه وبدنام به ظاهرایدئولوژیک خاندان" کیم" ها ،به وضعیت اقتصاد

بی امنیتی روانی مردم

روان شناسی جامعه 

ودههابلای خانمان سوزمی پردازد.

آری نظام به ظاهرایدئولوژیک ؛زیرا" کیم" های حاکم( پدربزرگ،پدروپسر) تبارخودرا دربزنگاه های مهم به مارکسیست،لنینیست واستالین دانسته که باجهان بینی وبرندمشخص بی خدایی رخ می نماید،اما " ژن " خودرا نوعی از " ژن" برترومافوق طبیعی می خوانند.

نظام فاسدایدئولوژیک کمونیستی دراتحادجماهیرشوروی نیزبه سان اقمارخود،درهنگامه احتضارقصاب وشکنجه گرمعروف،فاشیست استالین،بافراخوان ازساکنین حوزه نفوذواقمارشوروی که به کلیسا

مساجد

وکنست رفته تابرای شفای عاجل رفیق استالین دست به دعا بردارند.

 

کتاب" دولتی دراسارت توهم"

به چندکلیدواژه ازجمله

دولت جوچه

دولت پارانویی

ودولت کولیمایی به جدبه بحث پرداخته است که وجه تسمیه وعاریه گرفتن آن درمدیریت متصلب واستعدادکش وقتل عام مخالفین مظلوم وبی گناه جالب توجه برای خواننده خواهدبود.

 

درپیشگفتار

سطح شعاروآرمان فریبی حکومت به ظاهرایدئولوژیک نظام کمونیستی " کیم " های ( پدربزرگ

پدر

وپسر) می خوانیم:

@ مادربرهه ای تاریخی زندگی می کنیم ،برهه ی جدیدی ازانقلاب " جوچه" یاخودکفایی که براساس آن ساختن جامعه برمبنای خاندان " کیم" با شتاب درحال انجام است .همه مایی که دراین برهه زندگی می کنیموبایدبراین شعارمهرتاییدزنیم که بگذاریدهمانگونه که رهبرمازیست،مانیزکار و زندگی کنیم.@

نظام توتالیتر_ امنیتی " کیم"ها باانواع واقسام شعارمردم فریب ،اکنون به درجه از سقوط آزادرسیده است که فروپاشی نظام اقتصادی آن اظهرمن الشمس می باشدودربعدسیاسی مشروعیت آن به مانندومصداق موریانه وعصای سلیمان نبی است که آنچه مردم را واداربه اطاعت کورکورانه ازنظام متصلب ومطلقه کمونیستی می نماید ترس ،قتل وعام ،وکشتارمخالفین که مسبوق به سابقه بوده است.یعنی نظام " کیم" ها فروپاشیده ؛اما ترس وعادت مردم به اطاعت ،آن را به تاخیرانداخته است.

کشورکیم ها ،آنچه منفعت داشته آن است که به برکت وجود دولت مردان متوهم زده اش،برنده واقعی فقط و فقط جناح بازها درآمریکا درانتخابات ریاست جمهوری

سنا

وکنگره است.همچنین سودحاصل ازبردجمهوریخواهان درکره شمالی آن بوده که دولت برای ادامه سیاست نظام امنیتی_ پلیسی دشمن فرضی چون آمریکارا علم می نماید.بده _ بستان دوطرفه.!!!

 

درخاتمه به

۳کلیدواژه به کاربرده شده درکتاب " دولتی دراسارت توهم" ترجمه محمدحسین باقی،اشاره می نمایم واما مخاطب اهل ظرافت وخردوفهم را به اصل کتاب بی نظیرارجاع می دهم:

 

الف) جوچه یا خودکفایی ،اصطلاحی که ازسوی کیم ایل سونگ مطرح شد( 1950) واکنون نیز ادامه دارد.بروندادآن شعارتوخالی ـفقروقحطی ومرگ ومیرهزاران تن کره ای است.

 

ب)پارانویی؛گرایشی که ویژه حکومت های مطلقه درجهان به وفور قابل رثدوردیابی است .بی اعتمادی به دیگران و اطرافیان وخودبزرگ پنداری که بچه گربه حتی ازآن اداواطوار بی زاراست.

 

ج) کولیمایی به معنای " اسب هزارمایلی" است؛اسب بالدارافسانه ای شرق آسیا سرچشمه گرفته وبیش از حدسریع وظریف است.دراصطلاح ترویج کننده توسعه اقتصادی است امااین کشورباچنین بخشنامه رهبرفرموده به وضعیتی سقوط آزادکرده است که 70% محصولات تولیدی کشاورزی آن در بین محل تولیدتا مصرف تلف می گردد.!!! 

 

پایان تفحص وتورق کردن کتاب 

" دولتی دراسارت توهم " ترجمه مترجم.تواناوچیره دست جناب محمدحسین باقی،بایادکردی ازسهراب سپهری درموردماسوله ( شهرستان فومن) ازاستان گیلان پایان می برم:

ماسوله رادبایددیدنتوان نوشت.

نگارنده به اهل خردودانش،تهیه کتاب مزبورومطالعه آن را پیشنهادمی نماید.

کتاب:

دولتی دراسارت توهم

مترجم:

محمدحسین باقی59

چاپ:

سال1395

انتشارات:

سرایی

شش م شهریور97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

سی وششمین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

سی وششمین

پیام زیست محیطی( شهادت" هم یار...")

 

خبرآتش سوزی درجنگل های بلوط منطقه مریوان کردستان که بخشی ازجوانی ام را دردل منطقه مزبور،معروف به سه راه حزب الله گذرانده ام وخاطرات فراموش نشدنی ونوستالوژیک آن هرگز ازخاطرم محونخواهدگردیدهمه ایرانیان ودوستداران محیط زیست را متاثرکرد.

اخیرانقدی از جمعی ازفعالین محیط زیست بردیگرفعالین این حوزه در رسانه مجازی نشرداده شده بودکه اینان نگاه و شعارمحلی دارندنه اندیشه جهانی.

فرصت راغنیمت شمرده به یک مورد اشاره نمایم که درفضاوافقی فعالیت می شودعده ای که بایدحمایت کننداماسنگ اندازی ودشمنی وناجوانمردی را تا آنجا پیش برده که با پرونده سازی سنگین وتنظیم کیفرخواست با مفادی چون سیاه نمابی علیه نظام ؛چه بایدکرد؟

درشهرستان فومن دههاکد وموردقابل احصاء دارم امااز ذکرآن اجتناب می نمایم.

 

"شهیدشریف باجور" ازشهدای آتش سوزی اخیرجنگل های بلوط مریوان ،قربانی ساکنان خاورمیانه شد؛زیرا همچنانکه جنگل های هیرکانی( اسمی که درآثاریونانیان ذکرشده است) اکسیژن مناطقی ازایران

ترکمنستان

آذربایجان شوروی

ارمنستان

وروسیه را تامین کرده است بلوط کردستان اکسیژن بخش اعظم ایران

ترکیه

آذربایجان

ارمنستان

ومناطق عرب نشین خاورمیانه را تامین کرده است.

هم یارشهید" شریف باجور" با آن تیپ شاخص خود گویای آشکاربودکه ازنمد محیط زیست دنبال دوختن کلاه برای خودنبود؛چه مدیران ارشدمحیط زیست گیلان ازمحیط زیست دنبال کلاهی بودندکه پس از بازنشستگی، محیط زیست را کنارگذارده یا به جهت انواع فسادمشمئزکننده اخلاقی وحتی اداری سراز زندان در آوردند.

"شهیدباجور" اما ازنسل وتبار آنانی است که خداباوری وتعهدبه مردمش را با مرگ شهادت گونه خود اثبات کرد.

کاک شریف شهادت مبارک .

سوم شهریور97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

آرمان:

آیت الله هاشمی بارهانسبت به خطرتجزیه ایران هشدارمی داد/

 

اغلب نوشته های من بانام و یادخدای رحمن ورحیم است الا به ندرت نوشته ها ؛ازجمله متن ذیل .

 

از114 سوره فقط یک سوره آنهم " توبه" باخشم وبدوراز رحمانیت وبخشندگی خداوندبرمنافقین فریب کارو آنانی که برزبان آنچه می رانند در دل ،نیز در عمل وخلوت آن کار دگر می کنندبرپیامبرعزیزومظلوم اسلام نازل شده است.

غلامعلی رجایی ازدغدغه ی هاشمی رفسنجانی ،وترس ونگرانی اوازتجزیه ایران یادنموده است.

هرچندقانون اساسی درمقدمه چهارده فصل ویکصدوهفتادوهفت اصل خودبه عدالت ،نیز آقای هاشمی درخطبه های اول خویش درنمازهای جمعه تهران به شدت تاکید دارد.

 

برادرغلامعلی رجایی و مرحوم مغفورآقای هاشمی

بدانندکه ایران هرگز تجزیه نخواهدگردید؛زیرا 

کردستان عراق ؛امنیت

رفاه نسبی

آسایش

و...

خودرا بااقلیم کردستان واکرادایران که مناطقی از ایران در غرب کشور وجود داردکه از ابتدایی ترین لوازم و حقوق اولیه حیات وزندگی محروم است بالسویه تقسیم نماید.

نیزآذری زبان های باشرف و ایران دوست بدانندکه آذربایجان شوروی،فاقدپتانسیلی است که به زعم خود استان بزرگ جنوبی با مردمانی به مراتب با فرهنگ غنی واصیل وبا مطالبات بالا را زیر لوای خود داشته باشد.

جمهوری آذربایجان حتی،ازپرداخت حقوق پرسنل شرکت نفت خود بعضا عاجز ودرمانده است.

در شرق کشور وضعیت به مراتب وحشتناکتراست.

یک بامدادجمعه 26 مرداد97

پخش مستندایران گردویژه یکی از روستاهای بلوچستان ایران راپخش کردکه آه ازنهاد هرآنکس به قانون اساسی وبه مفاد" عدالت گستری" آن رای داده است برخاست.

زنان ودختران نجیب بعضا حامله ، برای تامین آب مصرفی، بالغ بر یک ساعت پیاده روی از میان کوه و دره با سنگ های خارا وتیز آتشفشانی که فاقد ابتدایی ترین صندل وکفش عبورکرده ؛آنهم چاله یاحفره آب ،آبی اگر برای برداشت داشته باشد؟؟؟!!!

به مناسبت شهادت شهیدمحمدمنتظری به تعبیر عمادالدین باقی " چه گوارای ایران" که در شهرقم ،سالن اجتماعات کتابخانه علامه اقبال لاهوریذ قم برگزارشدحضورداشتم.

چنداندیشمندمبارز وشاگردعلامه اقبال و هم رزمان سابق شهیدمحمد، نیز مدعومراسم بودند.

درپایان مراسم وهنگام سرو شام که غذای بسیارساده بوداز میهمانان پاکستانی از وضعیت اجتماعی _ اقتصادی ایالات وشهرها وروستاهای پاکستان پرسش کردم.ایشان درجواب گفتند باستثنای مرکزوچندشهربزرگ پاکستان دیگرنقاط حتی از مدیریت و جمع آوری زباله شهری درمانده اند؛کمک آمریکا اگرنباشد پاکستان اولین کشور بدون دولت تبدیل خواهدگردید.

پس باعنایت به این وضعیت در شرق کشور قابلیت و پتانسیل تجزیه والحاق به همسایه شرقی محال می نماید.

 

البته 

فکت های اشاره شده ،نافی تنفرو

عدم وفاداری به حکومت مرکزی نخواهدبود.

مردمی که برای ویزیت بیماری ساده،حدودیکصدوپنجاه کیلومتر ؛آنهم باموتورسیکلت طی کرده باشندآونوقت هر روز خبراز غارت هزاران میلیاردی دیوانسالاران حکومتی را شنیده ؛طبیعی است، نسبت به تمامیت ارضی آن وطن در طبیعی ترین حالت، خاکستری بیاندیشند.

 

دیه برعاقله

جناب غلامعلی رجایی که از سمپات ها و آوانگارداکبرهاشمی است بهترازنگارنده این سطورواقف است که مسئول اول دغدغه واگرایی و تجزیه ایران که به نظرم غیرممکن است،حجت الاسلام هاشمی خواهدبود.

من به تبع اغلب کارشناسان براین باورم که تاسیسات مادر وزیربنایی را در نقاط مرزی تعبیه کردن،نوعی هدررفت منابع در مواقع جنگ های احتمالی است؛زیرا اولین نقاط هدف تخریب خواهندبود.

اماانتقال آب شرب،احداث درمانگاه،مدرسه،مراکزتفریحی و..ِتضادوتباینی با امنیت ملی نخواهدداشت بلکه نوعی هارمونی و همگرایی می باشد.

هاشمی چه در دوره ده ساله زمامداری دهه اول انقلاب ،وچه در بیش از یک دهه زمامداری( ریاست جمهوری بی رقیب ) خود ،بایدارزش افزوده بردرآمد مالیات صنایع وغیره مرکز ایران را به نواحی حاشیه کشور. انتقال داده تا شب هنگام و موقع خواب بارها به تجزیه ایران هشدار نمی داد.

برادرعزیز

مطمئن باشید ایران تجزیه نخواهدگردیدالبته این نارضایتی ها که به حق ومشروع وقانونی می باشد آن هنگام در مناطق مرزی کاهش خواهدداشت که هزاران میلیارددلار پول غارت رفته ایران ،برای آبادانی همه نقاط کشور هزینه شده باشد.

درخاتمه 

پیشمهادمی نماید

تنها راه همبستگی ملی با اقوام ایرانی ،اعطای نوعی فدراتیوبه استان های مرزی است که این نوعی رسمیت شناختن پلیس محلی و فارغ از دغدغه تجزیه خواهدبود.

 

26 مرداد97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

سی وپنجمین  پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم

سی وپنجمین

پیام زیست محیطی( رژیم حقوقی خزر)

 

باسلام 

کوتاه نوشت برادرمان احمدزیدآبادی درموردمناقشه و چالش پیش رو برای رژیم حقوقی دریای خزر؛

نگارنده را برآن داشت تا ضمن جانبداری از متن مزبور؛نیزتعریضی به نوشته جناب هوشنگ طالع که برسهم پنجاه پنجاه قبل از فروپاشی شوروی ابرام واصرار می ورزد، داشته باشم.

جناب طالع ،دادازپنجاه درصدی سهم ایران در خزرمی نمایدوخود راملزم به ذکردریای مازندران که بخشنامه الزام آورفارغ از نظرکارشناسان وقت ازسوی هیات دولت حجت الاسلام هاشمی می داند؛اما به نشست دوجانبه و چندجانبه کارشناسان حقوق بین الملل از کشورهای همسایه خزر برای تعیین رژیم حقوقی آن حوزه و حوضه وپهنه بزرگ آبی؛ ارزش تامل برانگیزقائل نیست.

اولا دنیارا بایدبه سمت وسوی گفتگو و دیالوگ حقوقی سوق دادتا عاملیت تنش زایی در منطقه و جهان بوده باشیم.

بعدآنکه ،دریای خزر ؛علیرغم پهنه بزرگ اما به آب های آزادحتی به عرض تنگه هرمز محروم است.

سوم آنکه

کشورهای چهارگانه حاشیه،هرکدام یک واحدجغرافیای مستقل با حاکمیت سیاسی

قانون اساسی

دولت

پرچم

پارلمان مستقل از دیگر واحدسیاسی بوده و نه اینکه افق نفوذ خودرا فراتراز مرزها جستجومی نمایدبلکه آبراهه وحوزه خشکی وهوایی پیرامون تمامیت ارضی را جستجو کرده که ابتدایی ترین حقوق هرکشور با جمعیت و دولت مشخص است.

چهارم آنکه همچنان که اشاره گردیدخزر محیط فاقد تخلیه وورود آب از آب های آزاداست و آبستن یک فاجعه زیست محیطی به علل در مسیر کمربندزلزله خیزآلپ هیمالیا قرارگرفته است ودر صورت وقوع زلزله ،احتمال ایجادموج سونامی و تخریب تاسیسات نفتی بهره برداری از بستر دریا ومتعاقب آن نابودی دریای خزردوراز انتطارنیست.

پیشنهاد می گرددبه جای چانه زنی وسهم خواهی پنجاه پنجاه و حرص و ولع در بهره برادری از بستر دریا؛با هم اندیشی کشورهای حاشیه و تصویب قوانین الزام آور،دریای ذکذشده را به دریای صلح و کانون وکیس جهانی برای حفظ محیط زیست تبدیل نماییم.

درپایان با مختصرتوضیح از وجه تسمیه خزر ،برای آن پهنه بزرگ صلح 

دوستی 

ومحیط زیست عاری از پلشتی های انسانی وطلیعی آرزومندم.

 

درمورداسامی دریای خزر

در کتاب ازآستاراتااسترآبادزنده یاددکترمنوچهرستوده؛

دارالمرزگیلان ازسرکنسول انگلیس در رشت جناب رابینو.

و کتب متعددبرای آن دهها نام ذکر می نمایند:

قزوین

طبرستان.

دیلم.

خزر

مازندران

گیلان

گرگان

کاسپین در نقشه های خارجی

آمارد

کادوس

که مسمی به سمی واسامی اقوام ساکن در حاشیه دریایا دریاچه بوده است.

یکی از اسامی که موردمناقشه البته بیشتردر پس از انقلاب اسلامی است نام" خزر" می باشد.که حجت الاسلام هاشمی( دولت او) باصدوذبخشنامه در سال 72 خورشیدی باالزام به اینکه نام خزر حذف و دریای مازندران قیدگردد.

چرا؟

زیرا " خزر" ها قوم یهودبودند اینان ابتدا توسط اعراب مهاجم ،آنگاه توسط مغول ها و سپس ارتدوکس های مسیحی روسی قتل عام گردیدند و چاپ خزر در کتاب ها یادآور قتل عام وحشیانه این قوم بوده است.

البته پس از قتل عام ایشان ،نویسندگان

سیاحان عرب مسلمان و ایرانیان مسلم در سفرنامه های خود برای توصیف حاشیه دریا از آن به دریای خزر یاد نموده اند.

 

21 مرداد97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

سی وچهارمین  پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم

سی وچهارمین

پیام زیست محیطی ( سوره صف آیه2)

 

برق سازمان محیط زیست دررتبه نخست پرمصرف های برق قرارگرفت وبه دلیل " پرمصرفی" و " بدمصرفی" از سوی شرکت توزیع نیروی برق تهران قطع شد.

 

خیلی ها،شایدبامطالعه ورویت خبردر خروجی خبرگزاری ها ،بسان دیگر رویدادها ،سردوبی روح وفاقداحساس مسئولیت پذیری ،به سادگی از آن گذشتندامابوده انداز هم وطنان ما ،که به تاسی از سوره صف آیه2 می خوانیم" ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی می گوییدعمل نمی کنید؟"

آه ازنهادشان برخاست.

 

مرداد87 ،بین آزادشهرتا تنگ.راه ازاستان گلستان ،با پرسنل اداره محیط زیست استان مزبور که اهل گعده وخوش مشرب وسفربود همسفرشدم؛ازاو پرسیدم باتوجه به کارمند نهادمتولی فرهنگ زیست محیطی می باشدو ناظربررفتارزیست محیطی تمامی مراکزتجاری

تولیدی

و..ِ.

مسئولیت خودرا در چه ترازی تعریف می کنید؟

درپاسخ گفت:

مملکتی که احدی نه اینکه درجایگاه خود قرارنداردبلکه تعهدو مسئولیتی نیز ندارند،من راننده کم سواد با داشتن چندسر عائله بیکار،چه تعهدی داشته باشم؟؟؟!!!

 

ده سال از آن سفرورزشی_تحقیقی گذشت وفضای بی مسئولیتی ولجام گسیخته ساختارمدیریت ،به بی شرمانه تریALESHAFIدقرارگرفته است که اختلاس سه هزارمیلیارتومنی ،در پازل و نرد دزدی ها جای خویش را به اختلاس 12 هزارمیلیاردتومان داده است.

سخن آن فلک زده قربانی کاسبان دین را به یاد می آوردکه چگونه بایداین شیرازه متلاشی وسلاخی وجدان بیدارایرانی را جراحی و ترمیم کرد؟

 

نهادمتولی حفظ وحراست از انرژی کشوروکیس والگوی برتربرای سبدمصرف انرژی ،خود به معضل و بار اضافی هدر رفت انرژی تبدیل شده است.

آن نهادمسئول ،بهتروبیشتراز همه کارشناسان اقتصادی و...آماردرصدتامین انواع انرژی برق را در کاتابل ،بانک وخزانه اطلاعاتی خود داردکه مثلا حدود90 درصدتولیدبرق ایران ازسوخت فسیلی( نفت_ گاز) بوده ونزدیک به 10 درصدمصرف وتولیدبرقذایران برقابی است.

آمارگویای آن است که مصرف بی رویه برق ،یعنی هدر رفت انرژی فسیلی وآزادشدن انواع گازهای مخرب هوای سالم.

 

هم زمان با اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات خرداد88 ،آیت الله امامی کاشانی ،باحضوردرنمازجمعه ،باتوسل به حضرت حجت ( عج) التماس تعجیل در ظهورایشان وحل بحران ذکرشده را داشت.

نگارنده این سطور،نیزبا ملاحظه بحران

آب

خاک( براثررهاشدن انواع فاضلاب،و ورودموادسنگین به بافت خاک)

هوا

جنگل

روان پریشی مردم

افسردگی بی سابقه 

و...

بسان وی عقل و تدبیر زمینیان را در حل بحران ناامیددیده واز عرشیان التماس حل بحران را دارم.

 

12 مردا 97_ سیدیعقوب آل شفیعی

سی وسومین  پیام زیست محیطی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

 

سی وسومین

پیام زیست محیطی( توبه نصوح؟!)

جمهوری اسلامی ایران رادرتراز ومداررژیم پهلوی لحاظ کردن،مصداق ضرب المثل معروف است که برای سنجه دو پدیده گفته می شود " قیاس مع الفارق"؛ امابعضا بیان دیدگاه تعدادی از مدیران ارشدحکومتی ،بی شباهت به فضای دهه پنجاه خورشیدی نیست.

 

مروری بر خروجی خبرگزاری ها ازاخبارمدیران کشوری ؛پیرامون معضلات سیاسی

اقتصادی

فرهنگی

زیست محیطی

و...

پژواک ونمایش نخ نمای مخالف خوانی واپوزیسیون بوده است.

 

قرآن فارغ ازنگاه معدودکنش گران فرهنگی که تجربه بشری می خوانندش ؛نیزخوانش " لاریب فیه هدی للمتقین" مومنین وباورمندان راستین که از نازله الهی اش می خوانندفصل مشترک ایشان درگزاره ذیل خلاصه می گرددکه پکیچ وبسته موردنظر ،راهنمای عمل اجتماعی می باشد.

 

یکی از اشارات آموزنده وگریزناپذیرقرآن ،به داستان عبرت آموز برای بشریت فارغ از هرایدئولوژی و جهان بینی بوده داستان " توبه نصوح" 

درسوره تحریم آیه8 است.

عصاره قصه پرغصه ومبتلابه توبه نصوح ،فتح البابی برای اداره کنندگان حکومت وکشورودولتی است که درصورت اعتراف و اذعان به خطاوخرابی ها ،

امردایربین قدرت و وانهادن آن می باشد.

 

به برکت انواع رسانه ها ،ازمدیران و مسئولین شنیده می گرددکه بحران دربحران دامن وطن را آلوده کرده است.ایشان مصداق مخالف خوانی واپوزیسیون بوده و نقش آفرینی شرم آورازخود به جاگذارده اند.

 

اپوزیسیون نماهای مردم فریب حکومتی ،مناط وقیراط دین داری اینان،گوش فلک را کر می نماید؛امادرعمل آنچه را باورمند نبوده همان کلیدواژه ها

واتوریته وراهنمای عمل اجتماعی یعنی قرآن است.

 

درتمامی حوزه ها 

ازجمله حوزه محیط زیست اعتراف به کاستی ها ،بحران شرم آورمدیریتی و...خوداعتراف به ضعف در مدیریت بوده که ازدوحال خارج نخواهدبود؛یاخیانت مسلم مدیریت حکومتی یاجهل وکم خردی،که در هر دو حال توصیه می شود به سان 

" نصوح"

بارسفربسته وعطای قدرت را به اقایش ببخشند.

 

نصوح دلاک بود،امانه دلاک زنانه؟!بل بایدبه دلاکی مردانه می پرداخت.

بعضا مدیران حکومتی مدیرمی باشند،نه مدیرکشورباتمدن وفرهنگ.اصیل ایرانی_ اسلامی ؛بلکه به تعبیرمرحوم امام( ره) مدیرکوچکتراز یک باب مغازه نانوایی.

 

مردم ایران ازژست مخالف خوانی منافقانه وریاکارانه مدیران ارشدبه ستوه آمده است وفرافکنی ایشان را بازخوانی فرافکنی اعلیحضرت!!! ،محسن پزشکپور،واحمدبنی احمدرژیم فاسدپهلوی می دانند.

 

درخاوردور وباختر،ازرسانه ها شنیده می گرددکه مدیران حکومتی ونمایندگان پارلمان به جهت درز فساداقتصادی و...دست به حتی خودکشی زده است.مدیران ما افسوس که سرآغازجلسات فضارا معطر!!!؟؟؟ به عطرقرآن کرده ودر عمل مصداق " مثلهم کمثل الحمار" بوده است.

 

روزنامه سازندگی 

دوم مرداد97 به نقل از عیسی کلانتری ازخطرنابودی کشاورزی کهن سرزمین ایران خبرداده است؛اماپرسش ذیل فریادهر ایرانی به اپوزیسیون های حکومتی مردم فریب آن است که:

حضرت ایشان در چهاردهه ج ا ا ،به خصوص در دولت های اکبرهاشمی واصلاحات چه منصب وجایگاه تقنینی

اجرایی

و...داشته است؟

 

4 م رداد97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

سی ودومین   پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم

سی ودومین 

پیام زیست محیطی

 

سفرنامه عهدقجررادرصورت تورق کردن ،به نقل قول هایی از امثال مستشارالدوله ها

وثوق الدوله ها

میرزاملکم خان ها برمی خورم که غرض از تشویق پادشاه به سفرفرنگ ،رهاورددندان گیربرای ایران زمین داشته باشد.

صدافسوس که تنها تصویراز سفرشاه قجربه فرنگ.را ،عمادالدین باقی در کتاب " بررسی انقلاب ایران؛چاپ.سوم" می نویسدکه ازآن همه مدرنیسم ومدرنیته غرب ،دستان زن پادشاه انگلیس در دستان ناصرالدین شاه را پادشاه به خاطرداردو درسفرنامه به عنوان رهاوردسفریادکرده است.

 

چهاردهه ازاستقرارنظام مقدس اسلامی می گذردوبه نسبت حتی رژیم پهلوی اگرمسئولین کشوری به فرنگ.نرفته باشندکمترنیزنبوده است.

ازنمایندگان مجلس تا دولتی ها و دیگرقوه هراز گاهی بارسفربسته وبه دیارفرنگ گشت وگذارمشغول شده اند.

حتی خاطرات دکترحسن روحانی از اقامت مرحوم امام ( ره) یادمی نمایدو حضوررجال دینی ازجمله شهیدمطهری

آیت الله منتظری

وسیاسی وملی چون

بازرگان

سنجابی

و...

درپاریس وگشت وگذار روحانیون از اماکن تحاری_ صنعتی و...منطقه مزبورذکرکرده است.

علاوه برآن ،حضوراغلب فرزندان مسئولین برای ادامه تحصیل در غرب ،بایدفرصت تاریخی رهاوردوسوغات پیشرفت به تعبیرعمادالدین باقی " مدرنیسم ومدرنیته" برای ایران بوده باشد.

 

صدافسوس هرروزعقبگردو واپسگرایی در حوزه زیست محیطی روبرو بوده ایم.

 

نگارنده این سطور باعنایت به اینکه به تعبیرحضرت امام وامام محمدغزالی به شغل ( معلمی) انبیاء اشتغال داردوفلسفه بعثت ایشان دروغ زدایی از جوامع انسانی باهرجهان بینی است ؛آنسان به تفاوت تولیدات کشاورزی غرب و ایران باتمدن ده هزارساله می رسدنمی داندبه دانش آموز چگونه گفته باشم که یک کشاورز آمریکایی با یک هکتارزمین توان تامین امرارمعاش پنجاه نفررا درطول یک سال دارد اما کشاورزایرانی باهمان حجم ومساحت زمین ازتامین قوت غذای پنج نفردر سال مانده است؟!

چرا در ایران سده ها پیش با همین اقلیم وشرایط، دردل روستاها و واحه ها ثقل تولیدکشاورزی بوده ؛اما امروزبا هدررفت میزان سالیانه چندین سدبزرگ مانندمنجیل( درگیلان) ،بابحران معیشت ومهاجرت وخالی شدن هزاران روستا از سکنه مواجه ایم؟

سفرفرنگ رفته های چندین دهه ی اخیر،نکندسفرشما بسان سفرناصربی دین شاه قاجار بوده باشد؟؟؟!!!

28 تیر97 _ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

سی امین
پیام زیست محیطی(بحران...)

علیرغم آنکه فلات ایران ازمنابع۳دهم درصدآب برخورداراست البته با توجه به سهم جمعیت آن ،نسبت به جمعیت کنونی کره زمین که یک درصدمی باشدیعنی درترازپایین قرارمی گیرد؛اماگفته می شودآبخوان ( سفره ی زیرزمینی آب) های غرب ایران یعنی سلسله جبال زاگرس ،پتانسیل تامین آب کشوروصادرات را خواهدداشت.
گزاره فوق دلیل وعامل سهل انگاری وولنگاری ورویکردغیراخلاقی به پدیده ومایه حیات وودیعه ی الهی نیست.
کشورهایی نظیرژاپن ،به مراتب از آبخوان های سرشارو بیشتراز ایران برخورداراست ؛امادر الگوی مصرف ،به شدت به واقعیت های عینی وبحران های احتمالی مقیداست.
رژیم نامشروع اسرائیل هرچندبه دولت آب دزد منطقه اشتهاردارد ازجمله آب رود کشورهای لبنان واردن را باحفرتونل ،ساکشین نموده و به مصرف سرزمین های اشغالی می رساند؛امادر الگوی مصرف آب و مهندسی آن به تمام معنی از" اسراف و تبذیر"خودداری می نماید.
گفته می شود ژاپن ورژیم صهیونیستی اینگونه آب مصرف شهری را مدیریت می کنند:
تمامی اماکن اداری
مسکونی
تجاری
و...
مجهزبه لوله کشی انتقال آب اولیه وثانویه است که ازسیستم اولیه ،پس ازاستفاده از آب ؛فاضلاب وخروجی آن به سیستم وسامانه تصفیه آب بوده که تعبیه ونصب آن ،شرط صدورودریافت پایان کارخواهدبود،مجددا فاضلاب تصفیه می گرددودرلوله کشی ثانویه به مصرف مجدد ساختمان برای دوش و شست وشوی لباس و حیاط می رسد.
دستگاه سامانه تصفیه فاضلاب خانگی و آپارتمان های اداری
ورزشی
و...
در دو کشور ژاپن و آلمان ،نیزسرزمین های اشغالی به تولیدانبوه رسیده وبه پول ایران به ده میلیون تومان به فروش می رسد.

اخیرا ازفضای مجازی مطلع شدم رئیس دولت اسرائیل ؛پیشنهاد کمک.به ایرانیان در بحران آب را داده است.
نفس عمل را می پسندم چون درالگوی عملی پیامبراسلام( ص) ،عاریه و کسب تجارب حتی از مشرکین وکفارحربی ،مسبوق به سابقه است.
درپایان متغیرهایی را به گزاره بالا افزوده که ایران بربحران کم آبی آنسان حتی، بدون نیازاز استشاره دیگرکشورها موفق خواهدشد که مدیران حکومتی
1_ ازهزینه چلوکباب روزانه خود کاسته
2_ امثال آقایان علی اکبرولایتی و فیروزآبادی قید خوشگذرانی در کاخ های چندده میلیاردی را زده
3_ سفرهای خارجی مسئولین، درمعیت خانواده هاباهزینه ملت وحتی دریافت شرم آوراضافه کاری و حق ماموریت!!!که مورد تاکیدرهبری است را کنسل نمایند.

هفتم تیر97_سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

پاسخ به محسن هاشمی رفسنجانی!!!؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به محسن هاشمی رفسنجانی!!!؟؟؟
به بهانه نامه یکصدتن برای مذاکره مستقیم باآمریکا؛
امضاء کنندگان نامه مزبور باستثناء یک تن ،مابقی را در حد رسانه های کاغذی ومجازی می شناسم ؛گفتم به استثناء یک تن ،آری یک تن که پدر فرهیخته ایشان در فقه افقه و بی بدیل بود وخود استعدادو توانایی جسارت ووسواس علمی پدررا به ارث برده است واینجانب بالغ بر دودهه توفیق شاگردی ایشان را دارد.
ابتداضمن قدردانی از خویشتنداری عالی ترین مقام حکومتی از نامه مذاکره مستقیم ،نیزازمنتقدین داخلی وخارجی با نقدخود فضای چالشی وجدال احسن را ترویج می نمایندسپاسگذاری می کنم.

بیانیه موسوم به " مذاکره مستقیم " ازبه تعبیرظاهرآیات الهی ،ازخلقت حضرت آدم تا به امروز همزاد نوع بشراست.
اکنون به اجمال واجتناب از مطول بودن متن به چندمورداشاره می گردد.

1_سوره مائده آیات31_27
هابیل نمادروح رحمت و صلح وسلم با قابیل نمودذهنی وعینی ومظهرجنگ طلبی و شکنجه گروآدم کش گرگ صفت وبی رحم، به گفتمان منطقی ودیالوگ صلح وزندگی شرافتمندانه همزیستی مسالمت آمیز می شتابدهرچندگفتمان صلح وآشتی قربانی فرهنگ حسادت قابیلی شده است.

2_ مذاکره موسی وهارون بافرعون
موسای پیامبربه دلیل زائده وگوشت اضافی برگوشه ای اززبان ازتکلم سلیس وروان محروم بودودرنتیجه باتکلف وزحمت سخن می گفت اوپس از رسالت وبرای ابلاغ پیام ،هارون برادرخودرا به وزارت یا سخنگویی به محضرباریتعالی پیشنهادداده ودر اولین ماموریت مجاب به ابلاغ رسالت توحیدی نزد شرورترین وقدرتمندترین
مجهزترین ابزارشکنجه و کشتار که جمعی از روحانیان نیز جهت مشروعیت بخشی به کشتار دستجمعی مخالفین اورا همراهی می کردند با ادلیات و گفتمان نرم ولین مامور می گردد.

3_ صلح حدیبیه یابیعت رضوان؛
داستان آن واقعه درسوره فتح قابل رصدوردیابی است.
درثبت مفادصلح حدیبیه ،مشرکین( موانع وسدکنندگان رسالت پیامبرنازنین ومظلوم اسلام) از قیدمحمدرسول الله عصبانی شده و فریادبرآورده که تورا اگرفرستاده خدا بدانیم که جنگی نخواهیم داشت پیامبر تاکیدمی نماید صفت رسول را پاک کرده وابن عبدلله قیدگردد؛ایشان به علی یا عمربن خطاب امرفرموده رسول الله را پاک کنید ابن عبدالله را قیدنمایید.محمدتا عقدصلح ،لحظه ای به خود تردیدنمی دهدکه مذاکره با مشرکین هتاک را کن لم یکن اعلان کند.

4_ جنگ صفین
علی درچندنوبت،پیش ازآغازجنگ.،با معاویه به تعبیر شیعیان واندیشمندان بزرگ شیعه سلسله جنبان استبدادسیاه دینی ؛رو در رو مذاکره می نماید.

5_ تجاوزآمریکابه ویتنام
ویتنامی ها در بحبوحه جنگ با سربازان وجنگ سالاران شقی وقسی القلب آمریکادر کوه وبرزن و بلادو شهرهای ویتنام ؛امابا آمریکائیان در پاریس مذاکره نیز داشتند.

6_ انقلاب اسلامی ومذاکره با آمریکا
مطالعه وتورق کردن خاطرات حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی
نه تلویحا ،بل از صراحت مذاکره با حتی جمهوریخواهان جنگ طلب در آلمان،حتی تهران فرودگاه مهرآبادیاد می نماید.
ایشان هرچنددر سال 59 خورشیدی در قامت یک سیاستمدار برجسته وپخته لحاظ نمی شد؛امادر خطبه نمازجمعه ودفترچه یادداشت روزانه خوداز نقش ایران انقلابی واسلامی در شکست دموکرات ها و پیروزی جنگ طلبان کثیف جمهوریخواه رونمایی می کند.
نیزدر روز شمار حجت الاسلام هاشمی که سال 65 نگارش یافته است از مذاکره وبحران مک فارلین ،کدواطلاعات دقیقی را متذکر می گردد.

حناب محسن هاشمی رفسنجانی؛
بلاتشبیه حضرتعالی ،نکته ای را بدون تعارف یادآوری نمایم که بعضا" آقازاده " هایی پس ازانقلاب ،دچارنوعی بیماری مخصوص به نام بیماری
" بیولوژیست،نژادگرایی یا اصالت زیست شناسی مبتلا شده اندکه اخیرا فرزند آقای عارف آن را به ترجمه فارسی " ژن برتر" خواند.ناگفته نماندبه جهت تبیین و کاوش علمی تربه کتاب " تولدیک انقلاب" صفحه 37ازعمادالدین باقی ،ار جاع داده تا صفت زشت خودشیفتگی شما عیان گردد آن هنگام پدر متوفای شما در خلوت تن به ذلت آمریکائیان می دادحرجی نیست اما اکنون با پشتوانه ملت شهیدپرورایران اگر به مذاکره با آمریکااقدام گردد امرمذموم خواهدبود؟


سوم تیر97_ سیدیعقوب آل شفیعی فومنی