مسجد شاه اصفهان

هویاعلی مدد

شماره 3

مسجدشاه اصفان/قلعه رودخان /بناهای جدیدکانادا

شاه عباس صفوی تصمیم به ساخت بنایی برای مسجد می گیرد که اکنون به مسجد "شاه "در اصفهان اشتهار دارد و فرآیند ساخت و ساز آن از این قرار بوده است.

شاه عباس دستور دادبهترین معماران را فرا خوانده تا از آرزو و آمال خود به ایشان گفته باشد ؛چشم و گوش شاه ویا جان نثاران او ،پس از ماه ها فحص و جستجو ،بهترین معمار باشی را به حضور شاه آوردند.

او به شاه گفت فرمان بده تا سر فدا کنم!شاه در پاسخ گفت:بنایی به نام مسجد با چنین و چنان ابعاد باید بسازی.

معمارباشی پس از دقایقی تامل و اندیشه ،خطاب به شاه گفت که بنایی با آن  عظمت ،بالغ بر دوازده سال زمان بر است ؛والبته پس از چند روز ،چندوچون ،ساخت مسجد شاه آغاز گردید.

در بازه زمانی سه ساله ،حفاری پی و تعبیه ستون های بنا به اتمام رسید و در این اثنی ،معمار باشی شاه ،غیب اش زد و جستجو برای رد او بی فایده افتاد .تا اینکه پس از سه سال غیبت ،خود را به کاخ شاه معرفی کرد وخبر به شاه عباس برده که معمارباشی ،اذن دخول و دیدار با شما را دارد ؛شاه عصبانی از غیبت چندین ساله معمار ،با خشم و عصبانیت فریاد کشیدکه مرتیکه ...را سریع به نزد من بیاورید.شاه پس از دیدن او به شدت وی را تاخت و گفت اگر دلیل محکم غیبت برای غیبت نداشته باشی ،تورا در بنای نیمه کاره مسجد گردن خواهم زد.

معمارباشی با خونسردی به وی گفت ،قربان وجودت ،ساعاتی تحمل فرما و پس از بازدید از بنا نیمه کاره ،هر تصمیمی گرفتید راضی ام و شکر خدای به جا خواهم آورد.

به اتفاق از بنای نیمه کاره بازدیدکردند و پدیده ای تعجب همگان را برانگیخت آن بود که در پای ستون ها زنجیر عمودی مماس بر زمین ،چند سانت حالت لخت و افتادگی بر روی زمین دیده شد.معمار به شاه گفت اگر پس از تعبیه ستون ،مصالح را بر روی آن می چیدم ،ستوت فرصت نشست کافی را پیدا نمی کرد و بر اثر فشار بر بدنه ساختمان ،عمر آن ناچیز ویا بر اثر وقوع زلزله این بنا یا مسجد سریع تخریب می گردید.

قلعه رودخان فومن

بنایی که زنده یاددکتر منوچهر ستوده ،استاد اعظم دانش جغرافیا و مولف کتب "از آستارا تا استر آباد "، در کتاب ذکر شده آن را چنین توصیف می فرماید :

"قلعه روخان ،بنایی که پارت ها (اشکانیان )از آن به عنوان سنگر دفاعی و استراتژیک استفاده نموده اند ؛همچنین باید اعتراف کرد سبقه و قدمت آن باید به بیش از چهار هزار سال رسیده باشد . "

نیز در کتاب "خداوند الموت " ترجمه مرحوم ذبیح الله منصوری،که فرقه حسن صباح در حدود هزار سال قبل ،قلعه الموت قزوین را مرکز نظامی خود قرار داده بود ،آمده است همسر حسن صباح مدتی در قلاع فومن (قلعه رودخان )پناه گرفته است .

نگارنده این سطور ،تا چند سال پیش ،اغلب جمعه ها برای کوه پیمایی ،منطقه مزبور را در الویت قرار می داده است و حتی توفیق ساخت فیلم مستند از این منطقه را در کارنامه خویش دارد ،پس از رسیدن به داخل قلعه دقایقی مات و مبهوت از معماری آن ،نظاره گر شاهکار اجداد و تبار این سرزمین بودم.

بنای بی نظیر قلعه رودخان امروز الگوی پیشرفته ترین کشور دنیا یعنی کانادا در معماری می باشد و آن است که این بنا دایره ای ساخته شده و مهندسین کانادایی به نتیجه رسیده اند که ساختمان دایره ای شکل ،در هنگام زلزله از امنیت و انعطاف بالایی بر خوردار است .

التماس تفکر از متن بالا.

25آبان 96-سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

تذکره ای به بهانه ی زلزله غرب کشور

هویاعلی مدد

تذکره ای به بهانه ی زلزله ی غرب کشور

هم وطنان ضمن تسلیت و توصیه برادرانه به همه آنانی که توان هم کاری و هم یاری به ایشان حتی با اهداء یک قرص نان در خود می بینند همین اکنون "هو یاعلی مدد".

امابعد؛

این روایت یا ضرب المثل را قطعا شنیده اید که روزی حضرت عزائیل بربالین فردی حاضرشده و تصمیم به قبض روح او می گیرد که با اعتراض مواجه می شود که ملک الموت چرا بدون خبر؟

عزرائیل می رود و در یک بازه زمانی چندتن از بستگان سببی و نسبی و هم ولایتی آن فرد فوت شده و پس از آن ملک الموت بر بالین وی حاضر شده و می گوید برادر آماده باش برای قبض روح!!!؛آن برادر بزرگوار مجددا بر وی اعتراض که چرا بدون خبر؟؟؟!!!

عزرائیل خطاب به او می گوید که این همه مرگ و میر از دور و نزدیک سببی و نسبی شما باز هم بدون خبر؟؟؟!!!.

اکنون  دیریازودباید منتظر تشرف ملک الموت به کلان شهر تهران بود و نکندکه فردا بهانه آورده باشیم چرا بدون خبر ؟

تهران را سال هاست کارشناسان آبستن زلزله 7ریشتری دانسته اند و با توجه به جمعیت و بافت ساختمان در بیش از 10منطقه پایین شهر ،طبیعی است در دقایق اولیه 2میلیون تن فوت شده باشند و پس از آن به جهت حفر هزاران چاه تخلیه و انباشت فضولات انسانی در زیر خانه ها و به تبع آن انباشت و تجمیع گاز متان حاصل از فاضلاب خانگی و آتش سوزی قطعی حاصل از ذخیره هزاران متر مکعب گازخانگی در لوله ها،شاهد انفجار هزاران بمب دست ساز !!!انسانی و مرگ چندین میلیون تن دیگر خواهیم بود.

در کنارمعضلات احصاء شده ،نبود ایستگاه های آتشنشانی کافی و مدرن

وجود کوچه های بارییک و آشتی کنان در اغلب مناطق پایین شهر

حتی نبود گورستان مناسب دفن اجساد

و...

مدیران محترم کشور ،زلزله ی تهران را جدی بگیرید ،و زلزله ای به نام ملک الموت در راه تهران است؛بعد نگویید آقای عزرائیل یا زلزله چرا بدون خبر؟

زیرا شمال و جنوب ،و شرق و غرب را در نوردیده است و باید هوش یاربود.

22آبان96-سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

هشتمین پیام زیست محیطی

بسم الله الرحمن الرحیم

هشتمین

پیام زیست محیطی (چالش آب و نگاه درون دینی)

یکی از دوستان خوبم در گروه "جغرافی دانان ایران "به نام سعید کلیم در مورد آب ،متن کوتاه با استناد به ضرب المثل بلوچی درج کرده بود به این مضمون که "اول آب بعد ایمان "؛نگارنده این سطور به ایشان قول دادکه اگر در18آبان مطلب غیر زیست محیطی درج نکرده باشم ،موضوع متن را به مسئله آب از نگاه دین و قرآن اختصاص خواهدداد.

جادارد قبل از ورود به موضوع آب ،به خاطره ای از استاد عمادالدین باقی و محمدقوچانی اشاره نمایم ؛سال قبل در یکی از خیابان های فومن به اتفاق قدم می زدیم ،استاد باقی خطاب به جناب قوچانی با اشاره به نگارنده این سطور فرمود:

 "ایشان (آل شفیعی )در هر موضوعی ،بالاخره مطلبی را بیرون داده و برای من نیز ارسال می کند ."           البته فرمایش استادباقی ،ناظر براین بود که ورود به هرموضوع  خوب است اما چه بهتر ،شکلی و محتوایی از عمق و وسعت قابل دفاع برخوردار بوده باشد.!!!

اکنون علیرغم درج مقاله در مورد اربعین امام حسین در کانال شخصی خودم ،به پاس هم وطن عزیز بلوچ ،مطلب ذیل را هم زمان با موضوع اربعین نگاشته و  به ایشان و همه گروه جغرافی دانان ایران تقدیم می دارد.

فلات ایران

اگر از شمال به جنوب و از غرب به شرق این سرزمین طی طریق نماییم ،قطعا دیواره ای از آب ،تعجب مارا بر خواهد انگیخت ؛شمال خزر ،آرال و بالخاش،وجنوب خلیج فارس و عمان ،غرب دجله و فرات ،و شرق سندو پنجاب؛اماصدافسوس ،جگر این سرزمین از تشنگی و بی آبی سده هااست که می سوزد.

تبارمان ،هژمونی و سلطه بر قهر طبیعت را با اختراعاتی چون کاریز (قنات یا همان تونل های زیرزمینی به طول تقریبی گاها150کیلومتر برای استحصال و انتقال آب )و انتقال این هنر بی نظیر به حتی یونان متمدن و مصر با اقتدار فراعنه به رخ جهانیان کشیده است.

کمبود آب را باید یکی از عوامل کلیدی تحرک و خلاقیت ایرانی دانست ؛زیرا مهدی بازرگان در اثر پژوهشی خود به نام "سازگاری ایرانی "معضل آب در ایران را ،حتی در خلقیات و سرنوشت ایرانی بی تاثیر ندانسته است و تفاوت در نگرش و گروش اروپائیان و ایرانیان در بود و نبود آب می داند .

آب از نگاه قرآن و شریعت

آیات قرآن حداقل 20آیه به موضوع و محور آب اختصاص دارد .یکی از فقیهان عالیقدر در پاسخ به سئوال اینجانب در مورد جایگاه آّب در دین و شریعت فرمود : "نزدخداوند و رسول و ائمه دین ،اشرف مخلوقات بعداز انسان ،آب می باشد ."

باتورق زدن نهج البلاغه و صحیفه سجادیه که از کتب معتبر شیعه لحاظ می گردد در یافته که به آب نگاه منحصر به فرد دارند.

شیعیان به چنان باوری رسیده اند که آب را مهر دخت پیامبر می خوانند؛نیز در کتب رساله عملیه ،آّب را به مطلق و مضاف تقسیم کرده و برای وضو و غسل و ...از آب مطلق شامل باران چاه و ...سود جسته ،همچنین از یازده عنوان مطهرات ،اولی آب را از مطهرات می دانند.

از میان اندیشمندان شیعی ،اولی دکتریدالله سحابی با تالیف کتاب خلقت انسان و دیگری آیت الله جوادی آملی باگردآوری روایات در مجموعه ای نفیس به نام مفاتیح الحیات ،گام ارزشمند در مورد نگاه دین به آب برداشته اند .

در پایان

چقدر شرآور است که دنیای کفر با مدیریت و پاسداشت کیفیت آب ،آن را تقدیس می کنند ؛اما در ایران خودمان ،علیرغم سفارش و تاکید بر حرمت نهادن آن ،بی مهری ها بر این باصطلاح مهر پیشوای خود روا داشته اند !!!؟؟؟

19آبان 96_سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

                                                                         

 

اربعین حسین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

اربعین حسین (ع)

درتاریخ انسانی ،بعضا از بی شمارجنایات ،یکی از اینان را می توان واقعه عاشورا را دانست؛حتی شیعیان ،آن را چنان شنیع و غیر انسانی خوانده اند که عمق کینه و نفرت خویش را با روایات منسوب به پیامبر این چنین  بیان کرده اند:

"شیعیان از رسول خدا نقل می نمایند که موسی بن عمران از خداوند در خواست کرد پروردگارا برادرم هارون از دنیا رفت اورا بیامرز ،خداوند وحی کرد ای موسی برای هرکس در خواست آمرزش کنی همه را خواهم بخشید بجز قاتل حسین را.

سندیت این حدیث اگرمحل مناقشه باشد که از نگاه نگارنده محل تامل است؛امانشان از داغ و درفشی است که برگرده شیعیان راستین علوی احساس می گردد.

البته رفتار غیر انسانی با حسین و همراهان اش چه در کربلا و چه پس از روز عاشورا ،از حکومت دینی یزید دور از انتظار نیست ؛زیرا یزید و دستگاه به ظاهر دینی او از دین تا آنجا سود می برده که منافع حکومت را تضمین و بیمه کرده باشد و رشحات پیامبر را هرگز در عمل نصب العین قرار نمی داده است و او در عمل اثبات کرد که مومن به فردا و قیامت نبوده و به زعم او و فقیهان معادناباور دستگاه فاسد دینی یزید ، هرچه هست همین است که می بینید.!!!

این بازیگران خوش خط و خال ،و شعبده بازان حرفه ای دین ،چنان با لطایف الحیل افکار عمومی راچنان فریفته که نمونه ای از آن در گفتگوی پیرمرد شامی با زین العابدین علی بن حسین که به نزد او آمده و گفت :خدارا شکر ...که با کشتن شما شهرها امن خواهدشد و امیرالمومنین یزید را بر شما مسلط گرداند،قابل رصد و رد یابی بوده است.

عمق ناباوری حکومت فاسد به معاد و حساب و کتاب و فردا را در پس از شهادت حسین و همراهان او ،هنگام تدفین ایشان باید جستجو کرد.

این ناباوری و بی قیدی حکومت دینی یزید در دیکتاتور ترین حکومت های امریکای لاتین نیز ،بدیل و عدل آن یافت نگردید.

آن دوفور مانتیل نویسنده کتاب

"مبارزه ،مقاومت و زندگی "در صفحه 19از کتاب مزبور ،پلیدترین و سفاک ترین حکومت های معاصر را مقید به حرمت نهادن به مردگان محکوم به مرگ می داند و چنین می نویسد :

"پاتریسیا همسر میشل بن سیاق مبارز آرژانتینی ،پس از آن که وضع حمل (زایمان )کرد ،بلافاصله اورا ابتدا به اتاق شکنجه و آنگاه ار بالای هواپیما به دل رودخانه پرتاپ کردند و افسر مسئول اعدامی ها سپس جنازه مقتول را نزد کشیش برد تا بر جنازه طلب مغفرت نماید.!!!

اکنون فارغ از یک شیعه ،اما به عنوان یک  مسلمان چند سئوال از شیوه برخورد با جنازه نه شهیدان کربلا بلکه به زعم آنان ،مقتولین روز عاشورا دارد:

1_آیا حاکم دینی ،که خود را باورمند و مقید به احکام دین می خواند ،سزاست که ماه حرام (محرم)به قتل عام دستجمعی اقدام کند ؟

2_آیا سزاست علیرغم حرمت داشتن جسد،بر اجساد مقتولین لگد کوبیدن و لگدمال کردن جنازه متوفی  و نیز از اجرای حداقل مناسک دینی بر ایشان خود داری گردد؟

3_آیا خروج از حکومت عدل امیرالمومنین !!!یزید ،جواز برخورد قهری و سبعانه با مخالفین و شرم آورتر از آن با بازماندگان از اینان می باشد؟

4_آیا داستان قتل هابیل و دستپاچگی و سردرگمی قابیل ،در تدفین برادر ،و کنش نمادین کلاغ!!!در خاکسپاری کلاغ مرده در سوره مائده آیات 27الی 32و داستان بی حرمتی با اجساد کشته شدگان واقعه کربلا ،مصداق"اولئک کالانعام بل هم اضل "یزیدیان تاریخ نیست ؟

18آبان 96 (اربعین )                                                                                                         سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

شهردارفومن

بسم الله الرحمن الرحیم

خطاب به شهردار فومن و دیگرشهرداران

در خبرهای خروجی خبرگزاری ها برای روز 13آبان 96خواندم که ایشان با خانم دستفروش ، که سال قبل مورد بی مهری ظاهرا پرسنل شهرداری فومن قرارگرفته بود دیدار داشته است .

در فضای سراسر پوپولیستی و گرو و یارکشی سال قبل افراد و گروه ها ،اینجانب بنا به دلایلی که مخاطب در متن ذیل به آن خواهد رسید سکوت اختیار کرد؛اما اکنون صلاح می داند بخشی از نگرش خود را به قانون و جایگاه زنان در قانون گرایی بیان نمایم.

 

نگاه سنتی ها و نواندیشان به زن:

الف)خلقت زن از دنده چپ اولین مرد

ب)ازفضله و اضافات اولین مرد

ج)از سرشت اولین مرد یا آدم

البته از نگاه نواندیشان دینی ،به سان دکتریدالله سحابی

سیدمحمودطالقانی

حسینعلی منتظری

دکترعلی شریعتی

وحتی حضرت امام (ره )،

بندهای الف و ب ،محلی از اعراب ندارد ،بلکه با ادله محکم ،زن را از سرشت مرد و همجنس او در خلقت لحاظ می نمایند.

نیز قانون اساسی که به تائید وکلای ملت در خبرگان اول از تحصیل کردگان دانشگاهی و حوزوی رسیده است ،از عالی ترین فرد حکومتی تا عادی ترین شهروندرا  فارغ از جنسیت در برابر قانون و قرارداد های اجتماعی برابر می خواند.

متاسفانه چون جامعه ایران ،دوران گذار از سنت به مدرن را کامل سیر نکرده است و در برزخ پوپولیستی قراردارد نگرش به زن ،بعضا از جنس حقیر دست و پا شکسته نوع دوم لحاظ می شود .

 

شهردار محترم شهرفومن و دیگر شهرها!!!

اغلب شهرهای ایران ،به سان روستا شهری است که با توجه به سند چشم انداز بیست ساله ج اا که قرار است !!!سال 1404،کشور برتر منطقه باشد؛هرچند نگارنده در سال 87 در دوره زعامت دولت نهم و دهم در همایش کشوری توسعه فومن که در سالن همایش های شهیدبهشتی فومن برگزارشد گفتم با چنین مدیرانی ،سند مزبور به سرانجام نخواهد رسید و هزینه آن را نیز پرداختم؟؟؟!!!وامروز ترس از آن می رود که نه به رتبه اول خاورمیانه رسیده باشیم ،بلکه در "ارز و عرض "موگادیشو رتبه بندی شده باشیم.اغلب شهرهای ایران ،از زائده ای به نام سدمعبر وچنگ انداختن غیر اخلاقی مغازه داران

کاسبان فصلی

و دوره گردها به حقوق عابرین پیاده رنج می برند؛در نتیجه با چنین فرآیندی گریز و گزیر نیست که پیرو سند چشم انداز ،خود و دیگران را با ابزارهای قانونی ،تشویقی _تنبیهی به رعایت حقوق شهروندی سوق داده باشیم.

متعرضین به فضای تردد شهروندان ،ازهرنحله وطبقه اجتماعی _اقتصادی باید در برابر قانون تمکین داشته باشند.

خالی از فایده نخواهدبود که تسلیم به قراردادهای اجتماعی و قوانین توسط یارغار دکترمحمدمصدق ،زنده یاد دکتر غلامحسین صدیقی را بازخوانی نمایم:

"پس از کودتای 28 مرداد32،ملت ایران یکصدا و یاران مومن مصدق جملگی ،تمامیت حکومت کودتا را نامشروع خواندند ؛دکترصدیقی که با ماشین از یکی از خیابان های تهران به همراه راننده خود تردد می کرد ،راننده به این بهانه که حکومت فاقد مشروعیت دینی و ملی وحتی جهانی است از چراغ قرمز عبور می نماید و ایشان به شدت وی را مورد سرزنش و توبیخ قرار داده که ،نامشرعیت حکومت ،نافی قانون گرایی ما نیست و به اولین پایگاه راهنمایی و رانندگی رفته و جریمه عبوراز چراغ قرمز را پرداخت کرد ".

نگارنده این سطور در کتاب دیدگاه از آیت الله منتظری به نقل از معصوم علیهم السلام خوانده است که :حاکم ظالم و به اصطلاح شاید منظور آن باشد که وضع قوانین سفت و سخت ،بهتر از آنارشیست و بی بندباری و بی قانونی است.

برادر عزیز شهردارمحترم شهر فومن و دیگر شهرها

در قانونگرایی ،والزام به قوانین مدنی ،هیچ تبعیض بین شهروندان از هر جنسیت ،چه اناث و چه ذکور پذیرفته نیست و عقلا آن را نمی پسندند ؛زیرا در آموزه های دین اسلام عزیز ،مرد و زن از یک سرشت می باشند ،پس زیبنده نخواهد بود که مدیران ما در اجرای قانون و قراردادهای مدنی نگاه پوپولیستی داشته باشند.

13آبان 96                                                                                                                            سیدیعقوب آل شفیعی فومنی   

 

پاییز و گرمیش

بسم الله الرحمن الرحیم

هفتمین

پیام زیست محیطی(پاییز و گرمیش)

 

پاییز فصل ناپایداری های طبیعت ،فصل زورآزمایی توده هوای گرم و سرد (البته تکمیل و مفصل آن را به کتاب بسیارغنی "بادوباران در قرآن"ازآقای مهدی بازرگان و اقلیم شناسی دکتر بهلول علیجانی  مراجعه شود)است.

باددر عربی به "ریح "یا رایحه خوانده می شود،با کمی تفکر به همراه تجربه ،آن را بایداز بزرگترین نعمت برای ساکنین در معرض باد چه محلی و چه در گستره و افق جهانی دانست.

 

از نعمت مورد اشاره ساکنین منطقه هیرکانی که یونانی ها در آثار خود نوار خزری البته بیشتر، گرگان را هیرکان می خواندندبرخورداربوده است ؛در سرزمین شمالی ایران ازیک سو هوای مرطوب قطبی پس از عبور از دریای خزر و ساکشن رطوبت آن و انتقال به شمال کوه های البرز و سوی دیگر هوای گرم جنوبی (جنب حاره ) به جهت اختلاف فشار دو منطقه ،شروع به زور آزمایی می کنند .                                                          درکشاکش این دوجریان ،هوای منطقه در ایامی از پاییز شاهد غلبه باد گرمیش خواهدبود که از جریان جنوبی ایران لحاظ می گردد و متعاقب آن دمابه بالای 35درجه افزایش و رطوبت حتی از 94درصدبه کمتر از 30درصد کاهش می یابد.

 

پیام زیست محیطی؟؟؟

 

گفته می شود یونانی ها به سرزمین مشجر وبا شیب تند را "گیل "می نامیدند ؛وسرزمین گیلان علیرغم غارت جنگل های آن که طبق قانون اساسی بهره برداری اقتصادی در کشور به ترتیب دولتی ،تعاونی و خصوصی احصاء شده است بخش دولتی ،آنهم مدیران آلاکلنگی (یعنی صبح اصولگراو شب اصلاح طلب بوده در گیلان مستندات در دست دارم)رانت خوار به ظاهر ارزشی دزدهرزه ،به طمع دوختن کیسه ثروت !!!حداکثر سودجویی و قتل عام جنگل و درخت را انجام داده اند اما هنوز به برکت خاک مناسب ،رطوبت کافی و وزش باد " گرم " و "گرمیش "که انتقال و جابجایی بذور انواع گیاه و گونه درختی را انجام می دهد سرزنده است و نفس می کشد.

 

توصیه اخلاقی!!!

 

سرزمین ایران به بیماری و اپیدمی انواع بحران ها از جمله

ریزگردها

سیل

رانش زمین

وجود گسل های آماده غلیان و نوسان

وقوع زلزله

آلودگی هوا

خشکسالی

دروغ

تهمت

چاپلوسی

دزدی

اختلاس

ریاکاری

پرونده سازی

حسادت را دیگر نپرسید!!!مبتلا شده است.در چنین شب سیاه و تیره ،از معادباوران و خداترسان راستین انتظار می رود خود متخلق به اخلاق و مبادی به آداب ورعایت حقوق دیگران و نسل های آتی بوده باشند .

 

سعی گردد در این کارزار انسانی شر و خیر ،به سهم خود به خصوص در ایام وقوع باد گرم یا گرمیش از آتش افروزی در دل کوهستان اجتناب گرددو برای همیشه ایام از رها کردن انواع زباله خشک نظیر

شیشه

 قوطی فلزی

وپاکت یا کاور زر ورق آلمینیومی  در دل مناطق کوهستانی خود داری شود.

11آبان 96

سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

 

 

7آبان و تقابل مصنوعی اسلامیت و ایرانیت

بسم الله الرحمن الرحیم

7آبان وتقابل مصنوعی اسلامیت و ایرانیت

 

هرچند به شخصه باورمندم که ،چه در فضای مجازی وچه در رسانه ی کاغذی ،به ضرورت حضور داشته باشم ؛نه اینکه به هر بهانه دست به قلم برده و به تعبیری خود را آفتابی کنم ،اما تحولات و رویداد روزهای اخیر ،ومواضع لایه هایی از بدنه جمهوری اسلامی ایران ،و واکنش جوانان و تحصیل کردگان به رویکرد اینان ،نگارنده را بر آن داشت تا متن ذیل را تقدیم مخاطبین خود نمایم.

 

تکرارخطوات رژیم پهلوی!!!

اکثر ایرانیان ،تجربه رژیم پیشین را در پررنگ کردن ایرانیت و تلاش در کاستن جایگاه و اعتبار دین از یاد نبرده اند ؛نیز پس از انقلاب توحیدی و دینی اسلامی که به جد یکی از متغیرهای رخ داد آن ،نگاه ابزاری به ناسیونالیزم افراطی پهلوی اول و دوم بود ،مخروط اسلامی _ایرانی پهلوی را وارونه نگه داشتند.

 

پهلوی چنان غره در تحولات و بازخوانی فرهنگ ایرانی شد که اسلامیت ملت ایران را کفو خرافه خواندند و در جمهوری اسلامی تکرار همان گفتمان اما با صبغه دینی محض و آنهم شکلی آن را که ناسیونالیزم در طراز شرک و کفر است را شاهد بوده ایم.

 

رژیم پیشین ،با نادیده انگاشتن حضور بیش از هزار ساله فرهنگ بی نظیر دینی و به خصوص خاطره خوش ایرانیان از حکومت علی ،و جمهوری اسلامی با انکار غرور ملی ایرانیان و تمدن بزرگ تبار ساکنان فلات ایران ؛یک مسیر اشتباه را طی کردند و آن جدایی از راه ملت مسلمان وبا تمدن چندین هزار ساله ایران بوده است.

 

انصاف داشته باشیم

فرهنگ و تمدن ایرانی ،برتمدن حتی چین اثر گذاشته است ،وبا کمی مداقه و تحقیق کتابخانه ای ،(به نقل از احتمالااستادعمادالدین باقی یا پروفسورزرین کوب در کیهان فرهنگی چاپ سال 68)در می یابیم که در لابلای تمدن عظیم چین ،فرهنگ و تمدن غنی ایرانی چشم هر بیننده را خیره می کند.                                        نیزتمدن بزرگ ایران در آثار تمدن بزرگ یونان باستان قابل رصد وردیابی است؛البته تمدن های حاشیه فلات ایران از باب نمونه بین النهرین را بایدخروجی تمدن ایران خواند.

درنتیجه پربی راهه نخواهدبود که جوان ایرانی ،به تبار خود ببالد و در تکریم اجدادخویش بکوشد.

 

دیالکتیک                                                                                                                        دربحث دیالکتیک آمده است که در تعارض و تقابل تز و آنتی تز ،عنصر سنتز شکل خواهد گرفت،یعنی در تقابل دو جریان  ایرانیت و اسلامیت ،پدیده سوم ظهور خواهدکرد که برشی از آن را می توان در واگرایی بخش قابل توجه ایرانیان از فرزندان مظلوم امام علی ردیابی کرد.

 

رژیم پیشین در تعارض آشکار با اسلامیت چنان پیش رفت که حتی کمونیست ها دوشادوش مسلمانان به نامشروعیت بودن رژیم ایران گرای پهلوی شهادت دادند؛رویکردی که به برکت بی مهری به خاندان محمد و علی بود.                                                                                                                                اکنون عده ای تلاش در کانالیزه کردن و یک دست کردن تمامیت حکومت و حاکمیت علیه خواست و اراده ملی در بی مهری به تمدن غیر قابل انکار ایرانیان است ؛تلاشی که برنده واقعی رژیم صهیونیستی و دشمنان تمامیت ارضی ایران می باشند.

 

پیشنهاد می گردد:

به جهت خنثی سازی ایده واگرایی اقوام ایرانی و اجتناب از گسل حکومت _ملت ،که خواست صهیونیست ها است ؛از برگزاری هر گونه مراسم دولتی و غیر ملی ،در جوار و اطراف آرامگاه کوروش ،برای روز 7آبان 96خودداری گرددتا آن بخش از ایرانیان که دل در گرو وحدت وتمامیت ارضی ایران دارند با فراق بال به جشن ملی خود اقدام نمایند.

 

6آبان 96_فرزندایران و اسلام                                                                                                  سیدیعقوب ال شفیعی فومنی

پیام زیست محیطی

ششمین

پیام زیست محیطی (آلودگی هواو مسئولیت حقوقدانان)

این جمله را شنیده و خوانده اید که بدون آب و غذا ،می توان چندین هفته ،وحتی بیش از یکماه زنده ماند؛نمونه اش بابی ساندز مبارز ایرلندی بود ،بدون هوا اما،کمتر از 7دقیقه انسان ،حیات خود را از دست خواهد داد.

 

امروز معضل کشورهای فقیر ،نبود هوا نیست بلکه،بود هوای به شدت آلوده و کثیف ،مملواز سرب و بنزن حاصل از سوخت غیر استاندارد در خودروها ،نبود نظارت تخصصی بر آلاینده زایی اماکن فرسوده و دهها عامل دیگر می باشد.

 

جالب است که آلاینده های طبیعی ،چون فوران آتشفشان ،آزادشدن گازمتان از بستر اقیانوس ها ،و...بالغ بر 90درصد آلودگی کره زمین را ایجاد کرده وآلودگی حاصل از تکنولوژی پیشرفته و استحصال و بهره برداری از سوخت های فسیلی توسط بشر ،حدود 10درصد را شامل می گردد.

 

پرسشی که طرح گردیده آن است

چرا فقط از 10درصد آلاینده ها در رسانه های کاغذی ،مجازی ،وسمعی و بصری یاد می شود؟                 درپاسخ این گونه باید تصریح کرد:

طبیعت ،به تعبیر پوچ گرایان تکرار بی هدف و به استناد الهیون مومن ،تکامل هدفمند ؛سیکل وچرخه ی اکولوژی را چنان مدیریت می کند که در ذات و کنه خود ،پالایش آلاینده های حاصل از وقوع آتشفشان ،آزادشدن انواع گازاز بستر اقیانوس ها ،آتش سوزی و نابودی جنگل ها و متعاقب آن رها شدن هزاران تن کربن را ،انجام می دهد.

 

جالب است بشر از مدیریت 10درصد از آلاینده ها در مانده است ؛البته کشورهای ثروت مند به تمام معنی توسعه یافته یا همان توسعه پایدار ،بعداز حوادث لندن که براثر استنشاق و نشست هوای آلوده ،منجر به مرگ و میر هزاران نفر از ساکنان آن شد ؛به پالایش و از استاندارد هوای تمیز برخوردار گردیده است ؛اما 90درصد قربانیان هیولای آلودگی هوا از کشور های فقیر می باشند ؛زیرا مدیران آن ،مور را به خدا بزرگ !!!است سپرده اند.!!!

 

امانوستالوژی

دهه ها قبل ،نگارنده این سطور از دانش آموزان دهه پنجاهبود،همیشه ایام به سان دیگر هم سن و سالان خود از بارش برف ،فارغ از تعطیلی منبع در آمد پدر ،به شدت به وجد آمده و خوشحالی می کرده است.

اغلب کوچه ها ،خود کم عرض بودند و هنگام بارش برف به کوچه های آشتی کنان تبدیل می شد.            امروزبا مراجعه به حافظه ی خود تا آن روزها را برای دو فرزند ذکور خود،بازخوانی نمایم ،اما اینان غالبا از بارش انبوه برف ،البته متوالی چیزی به یاد ندارند ؛بلکه آنچه می بینند آلودگی هوا و متعاقب آن  اینورژن (وارونگی دما)وتعطیلی مدارس به واسطه شدت آلودگی هوا بوده است.

 

پیشنهاد می گردد

به حقوقدانان و وکلای محترم

شما مدعی العموم راستین ملتی بوده که  دفاع از حقوق ایشان ،برای شما الزام آور و ضروری است و اینک بر شماست که شکوائیه علیه نهادهایی که  مسئول حل بحران آلااینده ها می باشند تنظیم کرده و جمعیتی که طبق نظر پزشک قانونی ،فوت یا بیمار شده اند ؛خسارت حاصل از آن دریافت نمایند.

 

5آبان 96_سیدیعقوب آل شفیعی فومنی