اربعین حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
اربعین حسین (ع)
درتاریخ انسانی ،بعضا از بی شمارجنایات ،یکی از اینان را می توان واقعه عاشورا را دانست؛حتی شیعیان ،آن را چنان شنیع و غیر انسانی خوانده اند که عمق کینه و نفرت خویش را با روایات منسوب به پیامبر این چنین بیان کرده اند:
"شیعیان از رسول خدا نقل می نمایند که موسی بن عمران از خداوند در خواست کرد پروردگارا برادرم هارون از دنیا رفت اورا بیامرز ،خداوند وحی کرد ای موسی برای هرکس در خواست آمرزش کنی همه را خواهم بخشید بجز قاتل حسین را.
سندیت این حدیث اگرمحل مناقشه باشد که از نگاه نگارنده محل تامل است؛امانشان از داغ و درفشی است که برگرده شیعیان راستین علوی احساس می گردد.
البته رفتار غیر انسانی با حسین و همراهان اش چه در کربلا و چه پس از روز عاشورا ،از حکومت دینی یزید دور از انتظار نیست ؛زیرا یزید و دستگاه به ظاهر دینی او از دین تا آنجا سود می برده که منافع حکومت را تضمین و بیمه کرده باشد و رشحات پیامبر را هرگز در عمل نصب العین قرار نمی داده است و او در عمل اثبات کرد که مومن به فردا و قیامت نبوده و به زعم او و فقیهان معادناباور دستگاه فاسد دینی یزید ، هرچه هست همین است که می بینید.!!!
این بازیگران خوش خط و خال ،و شعبده بازان حرفه ای دین ،چنان با لطایف الحیل افکار عمومی راچنان فریفته که نمونه ای از آن در گفتگوی پیرمرد شامی با زین العابدین علی بن حسین که به نزد او آمده و گفت :خدارا شکر ...که با کشتن شما شهرها امن خواهدشد و امیرالمومنین یزید را بر شما مسلط گرداند،قابل رصد و رد یابی بوده است.
عمق ناباوری حکومت فاسد به معاد و حساب و کتاب و فردا را در پس از شهادت حسین و همراهان او ،هنگام تدفین ایشان باید جستجو کرد.
این ناباوری و بی قیدی حکومت دینی یزید در دیکتاتور ترین حکومت های امریکای لاتین نیز ،بدیل و عدل آن یافت نگردید.
آن دوفور مانتیل نویسنده کتاب
"مبارزه ،مقاومت و زندگی "در صفحه 19از کتاب مزبور ،پلیدترین و سفاک ترین حکومت های معاصر را مقید به حرمت نهادن به مردگان محکوم به مرگ می داند و چنین می نویسد :
"پاتریسیا همسر میشل بن سیاق مبارز آرژانتینی ،پس از آن که وضع حمل (زایمان )کرد ،بلافاصله اورا ابتدا به اتاق شکنجه و آنگاه ار بالای هواپیما به دل رودخانه پرتاپ کردند و افسر مسئول اعدامی ها سپس جنازه مقتول را نزد کشیش برد تا بر جنازه طلب مغفرت نماید.!!!
اکنون فارغ از یک شیعه ،اما به عنوان یک مسلمان چند سئوال از شیوه برخورد با جنازه نه شهیدان کربلا بلکه به زعم آنان ،مقتولین روز عاشورا دارد:
1_آیا حاکم دینی ،که خود را باورمند و مقید به احکام دین می خواند ،سزاست که ماه حرام (محرم)به قتل عام دستجمعی اقدام کند ؟
2_آیا سزاست علیرغم حرمت داشتن جسد،بر اجساد مقتولین لگد کوبیدن و لگدمال کردن جنازه متوفی و نیز از اجرای حداقل مناسک دینی بر ایشان خود داری گردد؟
3_آیا خروج از حکومت عدل امیرالمومنین !!!یزید ،جواز برخورد قهری و سبعانه با مخالفین و شرم آورتر از آن با بازماندگان از اینان می باشد؟
4_آیا داستان قتل هابیل و دستپاچگی و سردرگمی قابیل ،در تدفین برادر ،و کنش نمادین کلاغ!!!در خاکسپاری کلاغ مرده در سوره مائده آیات 27الی 32و داستان بی حرمتی با اجساد کشته شدگان واقعه کربلا ،مصداق"اولئک کالانعام بل هم اضل "یزیدیان تاریخ نیست ؟
18آبان 96 (اربعین ) سیدیعقوب آل شفیعی فومنی
هو يا علي مدد