فرار شاه
فرار شاه
" الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل".
چهل سال قبل در چنین روزی ( 26 دیماه57) محمد رضا پهلوی ،آخرین سلسله پادشاهی ایران در پی ربع قرن رویارویی عریان و آشکار ملت با تمامیت سلطنت ،ناچار و به بهانه فرصت معالجات و استراحت و احیانا ریکاوری سیاسی ،کشور به مقصد مراکش،پاناما،مکزیک،آمریکا و آنگاه مصر ترک گفت.
راقم سطور در اوج مبارزات ملت ایران ،پایان ابتدایی را می گذراند و با توجه به فضای سیاسی اغلب خانواده ها ،دوران گذار انقلاب را تجربه دارد؛پس مصداق " الم تر کیف ..." سوره مکی فیل است.
محمدرضا پهلوی،پس از کودتای ننگین 28 مرداد32 ،کودتایی با همکاری و تلاش مرتجعین داخلی ،سرویس امنیتی _ اطلاعاتی آمریکا و انگلیس رخ داد و دولت برخاسته از اراده ملت را ساقط کرد دوسال و اندی پس از آن اقدام به تاسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور ( ساواک) کرد.
دولت کودتا با توجه به تجربه سقوط دولت ملی ،و صراحت خلاء وجودی دستگاه امنیتی حافظ دیکتاتور ،نهاد بدنام ساواک را در اسفند 35 البته با رای مجلس!!!قانونمند کرد؛زیرا مصدق در بازه زمانی 28 ماهه دولت خود ،نه کسی را به قتل رساند و نه حکم قتل عامی را صادر کرد همچنین نیازی به تاسیس بازوهای قتل و کشتار مثل ساواک نمی دید؛در نتیجه دیکتاتور ؛علت تامه سقوط مصدق را عدم الزام او به ماشین کشتار و سرکوب می دانست.
دولت ملی را باید،مصداق گزاره ذیل خواندکه امام علی اگر کشته شد و حکومت او کمتر از پنج سال دوام آورد به شدت پایبندی به عدالت و پاسداشت کرامت انسانی بود دولت مستعجل ملی نیز خود را در نصاب حکومت امام علی می دید نه آنکه گام بر گام ستم پیشه گذارده باشد.
پهلوی دوم به کمک سازمان بدنام ساواک ،همچنین قداره بندان نو کیسه آدم کش ؛به سان ابرهه به جنگ ملتی برخاست ،با سمت و سوی کعبه آمال آزادی احزاب ،بیان و قلم ،و دین داری راستین .
ماشین سرکوب و کشتار او،حتی به گروه با کنش بطئی و آرام قانونمند نهضت آزادی با کاراکترهای بی بدیل چون آیت الله سیدمحمود طالقانی ،دکتر یدالله سحابی و آقای مهدی بازرگان تشکیل یافته بود رحم ننمود و سران و اعضای آن را به زندان های طویل المدت ،نیز تبعید به زندان های دور کشور کرد.
ابرهه زمان ،مخالفین با مشرب التزام به قانون اساسی ،نیز جوانان و نسل بی بدیل و باور مند به مبارزه مسلحانه و برانداز را با یک ابزار و دادگاه حذف و تصفیه خونین نمود.
خردادچهل و دو را می توان نقطه آغاز قیام همگانی و گسل و شکاف عمیق و وسیع ملت با انواع نحله و لایه ،و حکومت خود کامه پهلوی دانست.
شاه به کمک عناصر و پازل های سرکوب فیل سوار خود ،مسیر کعبه آزادی ملت را نشانه گرفت و هر روز با طرحی نو در سپهر سیاسی کشور؛به انسدادسیاسی دست می یازید.
نمونه بارز انسدادسیاسی را می توان در سرکوب لخت و عریان نیروهای با مشی براندازانه چون مجاهدین خلق ،کمونیست هایی چون اشرف دهقانی و دیگر چریک های فدائیان خلق ،چهره های سیاسی همانند دکتر علی شریعتی،مصطفی چمران،ابوالحسن بنی صدر،حسن حبیبی؛ابراهیم یزدی و از روحانیون پیشرو چون طالقانی ،منتظری ،سعیدی و غفاری رصد و ردیابی کرد.
ربع قرن شکنجه ،اعدام ،تبعید جوانان با گرایش ملی و رهبر مذهبی آن مرحوم امام( ره) ؛اما در دیماه 57 خود و تشکیلات بدنام و شکنجه گر و آدم کشش یعنی ساواک را مصداق" فجعلهم کعصف ماکول " یافت.
پهلوی ،در صورت التفات به اول آیه سوره فیل ،آن سان با انذار و یاد آوری عاقبت ستم پیشگان ،به خود آمده و از قتل و شکنجه مخالفین خود داری می ورزید در چالش هایی چون سقوط و آوارگی گرفتار نمی آمد.
نقطه کور همه دیکتاتورها آن هنگام است که در ساهچاله عمیق و پرپیچ و خم افتاده و برای نجات خود یک گزینه را می پسندند آنهم شکافتن سینه هزاران جوان و سرمایه الهی وطن را.
اینان آنسان به جنون شکنجه و آدم کشی دچار شده که به " ربک " یعنی ارباب راستین ریب و شک می ورزند.
اینان آنسان اصالت را به حفظ قدرت به هر وسیله باورمندند که مشرک و کافر به " یومنون بالغیب " بوده اند.
اینان آنسان مومن آل فرعون و دلسوزان به ملک و حتی تخت و تاج پادشاهی را تهدید به مرگ ،نیز ساده لوحی و " انه لمجنون" می خوانند که باورمند به " کان عاقبه الظالمین" نیستند.
در خاتمه به تمسک از سروده رودکی متن را پایان می رسانم:
هرکه ناموخت از گذر روزگارنیز/
ناموزد ز هیچ آموزگار/
26 دیماه 97_ سیدیعقوب آل شفیعی.فومنی
هو يا علي مدد