دکتر شریعتی در کتاب "حسین وارث آدم"آورده است:

«سلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا

سلام برتو ای وارث نوح پیامبر خدا

سلام برتو ای وارث ابراهیم دوست خدا»

او در ادامه می نویسد:

"در زیارت وارث ،ابراهیم به کربلا می رود و حسین را وارث دردها و رنج های آن پیامبر حنیف دانسته اند".

هنگامی که ابراهیم پس از دعوت مردم به دین حنیف و اخلاص در پرستش خدا و دوری از اصنام و دیگر بت ها ؛آنچه با وی شد جالب توجه اسست.

نیز حسین (ع)،پس از مرگ معاویه ،نقاط ضعف حکومت وقت از جمله که آنان از دین دکان 2نبش ساخته اند و نگاه ابزاری به قرآن ،مسجد و اسلام داشته اند را بر می شمارد و کردندکه نباید می کردند.

نمرود نمونه ای از حاکمان  شرور و ستمگر ،پس از درماندگی و عجز از منطق و جدال احسن و نیکوی ابراهیم ؛دستور بسیج مردم در جمع آوری هیزم برای به آتش افکندن ابراهیم را صادر می کند.

در فراخوان نمرود به مردم ،آنچه جلب توجه می کند آن است که آیا دعوت همگانی در شرکت در قتل ابراهیم ،از  قلت نیروهای خونخوار و شرور او بوده است یا با اتخاذ چنین رویکردی ،میل یه اشاعه ی آن تفکر داشته  که اراده مردم در مشارکت در آتش افکندن ابراهیم را نشان داده باشد؟؟

البته نمرود توان و قدرت آن را داشت که با مقدار کم از نیرو و هیزم ،ماجرای ابراهیم را فیصله دهد ؛اما او در پی آن بوده که اراده و خواست مردم در قتل ابراهیم را به رخ کشیده باشد؛ یعنی این مردم بودند که در قتل ابراهیم نقش ایفا نموده اند.

در ماجرای کربلا ،با حسین کردند که با ابراهیم!!!!!

یزید تمام قوای خود را که به 30هزار تن برآورد شده ،به جنگ 72تن فرستاد،هرچند خود در شام منتظر دریافت خبر خوش سرکوبی آخرین پایگاه شرف و خداترسی و معاد باوری نشسته است.

او در برخورد با حسین از همه ی امکانات  سخت ابزاری و نرم ابزاری از قبیل فقیهان معاد ناباور و مردم فریب که با فتوای خود،امام را «مرتد»دانسته ، تا ائمه ی کفر و دغل جمعه و جماعات حکومتی که در مساجد پیامبر ،فرزند اورا یاغی و محارب لقب دادند؛ همچنین از سران اکثریت قبایل در بسیج سرکوبی فرزند پیامبر بهره جست .

دستگاه های تبلیغی روحانیت حکومتی ،جسارت و گستاخی را چنان بالا برده بودند که در روز عاشورا ،یکی از فرماندهان سپاه شام ، در پاسخ به سخن حسین که ما اهل بیت پیامبر هستیم؛چنین گفت:

"ایّ قرابۀ بینک و بین محمد"؟یعنی چه قرابتی بین تو و محمد است؟!!!

فرماندهی دیگر از لشکر یزید خطاب به خیل الله _سربازان و لشکریان خدا _چنین می گقت:

"قاتلوا  من مرق عن الدین و فاروق الجماعۀ؛یعنی بجنگید ،بجنگید با کسی که از دین خدا برگشته و از صف مسلمانان بیرون رفته است".

چقدر درد آور که علی را با فریاد الله اکبر و حسین را با فتوای فقیهان زاهد نمای مردم فریب به اتهام مرتدو محارب به قتل رسانده و به میمنت و شکرانه آن مساجد ساخته و نذورات ادا کرده باشند.

اینجاست که فلسفه انکار همه باورهای ابزاری حکومت که فقه حکومتی را نیز شامل می گردید ؛ توسط شیعیان در طول تاریخ پس از شهادت امام و پیشوای خویش قابل درک می باشد.

امام حسین در نامه ای برای مردم کوفه که راهنمای عمل اجتماعی شیعیان در طول تاریخ بوده است ویژگی حکومتی صالح را چنین بر می شمارد:

"به جانم سوگند ،امام و پیشوای مسلمین نیست مگر آن کس که به کتاب خدا در میان مردم حکم کند ،و به دادگری و عدالت قیام نماید ،متدین به دین حق باشد و در راستای خواست الهی حرکت نماید".

البته آیت الله حسینعلی منتظری در کتاب دراسات فی ولایت فقیه به نقل از استاد اعظم خویش  آیت الله سید حسین بروجردی می نویسد:

"فقه شیعه فرع و عرض بر فقه اهل سنت می باشد ؛زیرا حکومت های دینی در طول تاریخ  اسلام ،توسط فقه اهل سنت اداره شده است".

خروجی و ماحصل فقه حکومتی بنی امیه چنان بی شرمانه بوده است که امام زین العابدین در شام در پاسخ به در خواست یزید از حاضران در مجلس ،که با بازماندگان کربلا_اسرا و زندانیان دربند_چه کنیم؛یکی از اشرار حکومتی خواستار قتل عام دستجمعی می شود،می فرمایند:

"هزار رحمت به ایادی فرعون که در پاسخ به پرسش فرعون که با موسی چه کنیم  گفته بودند:

اورا به حال خود بگذار و رهایش کن ؛شما اما خواستار قتل عام دستجمعی ما شده اید؟؟!!

    10محرم الحرام1437برابر با 2آبان1394_سیدیعقوب آل شفیعی فومنی