عاشورا...ارزش آن راداشت.....؟؟

امام حسین (ع)پس از دریافت هزاران نامه و در خواست اهالی کوفه برای بیعت با او و آمدن وی روزشماری  

می کردند، آماده ی عزیمت به سرزمینی شد که یادآور نوستالوژی پدر ،برادر ،خواهر و دیگر آشنایان بود.

هرعقل سلیم می پذیرد که هرگاه بستر و موقعیت خدمتگذاری ،آنهم مشروع اش باشد؛نباید آن را از دست داد.

حسین نیز به سان همه ی عقلا پس از رویت نامه های بیعت و دعوت ،همچنین استفاده ابزاری حکومت از مولفه

های دین ؛ به تاریخ و ضرورت حضور خاندان پیامبر در مقابله با فریبکاری حاکمیت پاسخ داده باشد.

یزیدکه نماینده اسلام غالب بود و حسین آخرین هسته ی اسلامی که رسالت انبیا را بر گرده خویش حمل

می کرد رو در روی هم قرار گرفتند؛حسین تفسیر سوره ((والعصر))یعنی ایمان ،عمل صالح ،حق گویی و صبر

بود یزید ثقل دغل و فریبکاری .یزید به موازات مسلح به ابزار غیر اخلاقی چون فریب، 2مولفه را نیز در چیدمان

پازل قدرت همراه داشت:

1_اقتصادیاشریان حیاتی مردم

2_عالمان درباری چون شریح

در عصر بعثت ،الگوی زندگی مردم بر ساده زیستی همه استوار بود و آیات الهی را همه ملزم به حفظ و تلاوت

آن بودند؛بعدها آن هم در غیاب و حذف خاندان پیامبر ،اقتصادو تفسیر دین  ،مطلقا در اختیار حکومت قرار

گرفت و از قبل آن توانستند هر صدایی را خفه نمایند.در مواجهه با این پدیده نو ظهور انسان ها به دو طیف

تقسیم بندی شدند:الف:اقلیت دین دار که به شیوه آغازین بعثت پیامبر وفادار ماندندو آخرین هسته آن در

قتل عام دستجمعی در کربلابه شهادت رسیدند.ب:اکثریت پشیمان از چند دهه مجاهدت ؛اکنون در پی رشد

وثروت اندوزی یک شبه و رویای سبقت بر دیگر ثروت اندوزان سر به بالین می گذارند.

رویای ثروت اندوزی ،جمعی را چنان پست و حقیر کرد که نوکر حلقه به گوش نظام نامشروع و فاسد تبدیل نمود.

والبته گروهی نیز باید اشاره گردد که در میان آن دو گروه به سان گردوی پوچ بوده  پوچ و بی محتوا که نه گروه

اول آنان را پذیرفتند نه در گروه دوم جای گرفتند!!!آنانی که در چکاچک شمشیر حق و باطل به لهو ولعب گرفتار.

اکنون به پس از کربلا رفته و از نزدیک به پس از مرگ آنان می نگریم:

1_یزیدپس از 3سال از شهادت حسین ،از اسب چنان بر زمین افتاد که در دم به هلاکت رسید.

2_عبیدالله در سال 67کشته و سر او به نزد امام زین العابدین فرستاده شد.

3_ابن سعددر سال 66کشته و به انتقام سر بریده حسین، سر او را نیز بریدندو نزد محمدحنفیه فرستادند.

4_شمرذی الجوشن  یار غار علی (ع)،اکنون قاتل فرزند آن پدر بزرگوار ،درنده خویی که در سال 70کشته

و پیکر او طعمه و خوراک سگان وحشی گردید!!!

البته:

زینب نیز پس از یک سال از شهادت برادر و دو فرزند عزیز و جگر گوشه ی خویش در سال 62در غربت جان سپرد.

همه رفتند،آیا تاریخ از حسین و زینب و شهیدان کربلا چه قضاوت می نمایدو نگاه تاریخ  و همه ی وجدان های

بیدار به حکومت یزید و ثروت اندوزان چگونه است؟؟؟؟





زنگ شانزدهم:نقش کوه های البرز......

خانم nasrin بامراجعه به صفحه ی زنگ چهارم وبلاگ((آل شفیعی))و باگذاردن پیام به اینجانب دوپرسش مهم را

طرح نموده است:

1_ساسله جبال (رشته کوه)البرز ،غربی_شرقی قرارگرفته است؛اگرجهت آن شمالی_جنوبی بود چه وضعیتی در

اقلیم منطقه شاهدبودیم؟

2_درصورت اتصال دو دریای خزر و خلیج فارس ،پیامدآن چه خواهدبود؟

پاسخ به پرسش اول:

ایران چون درمنطقه ی خشک قرارگرفته است ودر فصل تابستان توده هوای گرم ازجنوبغرب کشور و حوالی خط

استوا و مدار راس السرطان به داخل فلات ایران نفوذ میکند؛این فرایندموجب افزایش ناگهانی دماوخشکی هوا

می گردد.در عرض های بالاتر به خصوص ناحیه خزری به میمنت و مبارکی وبرکت وجود کوه های البرز ،توده

هوای گرم و سوزان جنب حاره ،قدرت نفوذ به سان عرض های پایینی به منطقه ی ناحیه ی شمالی کشور

را ندارد.اگر کوه های جوان البرز در دوره سنوزوئیک(حیات جدید)شکل نمی گرفت ،وضعیت حاشیه ی جنوبی

دریای خزر بی شباهت به شن زارهای ترکمنستان نبود!!

اگرجهت کوه های البرز  به گفته ی خانمnasrin،شمالی و جنوبی بود،این بارندگی تقریبا 2000میلیمتری ناحیه ی

خزری را امروز شاهدش نبودیم بلکه توده هوای شمال شرق و شمال غرب به منطقه ی کاشان و اصفهان نفوذ

کرده و اقلیم مناطق مزبوراز مناطق مرطوب و پرباران کشور می بود.

پاسخ به پرسش به دوم:

دریای خزر به علل بسته بودن  ازحساسیت زیادی برخوردار است .البته در سال 1925با احداث کانال 100

کیلومتری ولگا__دن ،دریای خزر را به دریاهای جهان پیوند دادندو امروز و امروز هزاران کشتی نفت کش از

دریای خزر به به نقط دیگر جهان تردد می نماید. با تجربه یاد شده اتصال دو دریا نه فقط روی کاغذ بلکه

روی زمین قابل پیاده کردن خواهد بود.

اگر هدف از اتصال دریای خزر به خلیج فارس ،استفاده از آب آن برای داخل فلات ایران از جمله سمنان باشد

و به امید ایجاد اقلیم مرطوب و بارانی در منطقه و با عنایت به اینکه داخل فلات ایران در مسیر هوای پرفشار

جنب حاره می باشدومانع از صعود رطوبت بوده ،غیر ممکن می نماید؛این عمل فقط بر شرجی بودن هوا

می افزایدو دیگر هیچ!!!

البته یک راه برای باران زایی متصور است ،باایجاد تلقیح مصنوعی و باروری ابر ،احتمال باران مختصر و ایجاد رطوبت

بر روی خاک برای گسترش فضای سبز و کشاورزی می رود.

روش ذکرشده حدود50سال است در امریکا کنار گذارده شده است امادر شوروی سابق و روسیه ی کنونی

متداول است .در روسیه باروری ابر به این منظور ادامه دارد که ریزش برف با حجم بسیار زیاد در مراکز شهرها

هزینه برف روبی بالغ بر 5میلیارددلار می باشد دولت برای کاهش هزینه ی برف روبی به حدود 2میلیاردهزینه ی

باروری ابر نموده تا برف در دل بیابان سیبری مکان هایی که فاقد اماکن صنعتی و مسکونی باشد ریزش نماید.

این پروژه می تواند عملی شود اما نظر کارشناسان خدا ترس و وطن پرست در حیطه ی هزینه _سود لحاظ گردد

تا دچار بدبختی چون سد گتوند در خوزستان نباشیم نسرین خانم.

زنگ پانزدهم:گدار و خزر

سلام همکاران عزیز جغرافیا؛

پس از چندماه غیبت نگارنده در کلاس درس شیرین جغرافیا--البته به نوعی می توان زنگ تفریح دانست--مجددا از این

شماره مطالب جذاب درس شیرین جغرافیا را دنبال خواهم کرد.

راستی زنگ تفریح گفتم ؛نه طنز بود نه شوخ طبعی،زیرا تحولات جغرافیایی ،دینامیکی نیست بلکه بسیار بطئی

و کند صورت می گیرد.

ازباب نمونه:

رسوبات آهکی در کف اقیانوس ها بخصوص اقیانوس اطلس و هندکه از تجمع گروهی از روزنداران در اعماق

دریاها تشکیل می شود ،سرعت تشکیل این رسوبات بسیار کم و معادل 25میلیمتر درهر3250سال

است.نتیجه گرفته می شودبانگاه جغرافیایی ،زنگ تفریح آنچنان طولانی نبوده است.

البته در ایام باصطلاح ((زنگ تفریح))،مشغول نگارش چندین مقاله ی مذهبی و نامه iی کاربردی به فرماندار

فومن،کاندیداهای شورای اسلامی شهر ،منتخبین شورای اسلامی شهر تا نشست های زیست محیطی

با دانشجویان ،دانش آموزان بوده ام.

اینجانب توفیق تلمذ از کلاس درس اساتیدبزرگوار دکتر سیاوش شایان و دکترمهدی چوبینه را داشته است.

آقای دکتر مهدی چوبینه درنشست دبیران جغرافیای غرب گیلان که در شهرستان فومن برگزارگردید

خطاب به جمع فرمودند:اگر در کنار مراکز آموزشی ،آلودگی صوتی آزار دهنده قرار گرفته باشدمقصر اصلی

دبیران جغرافیای آن منطقه را باید دانست ؛زیرا رسالت و مسئولیت خود را به خوبی انجام نداده اند.!!!پس نامه

نگاری های اینجانب بی ربط از مسئولیت پذیری یک معلم جغرافیا نبوده است.

اکنون درس را آغاز می کنیم؛

یکی از واژه هایی که درمیان عامه زیادکاربرد دارد وریشه ی جغرافیایی داشته ((گدار))می باشد.ازباب نمونه

به طرف مقابل گفته می شود :بی((گدار))به آب نزند.معنی گدار یعنی قسمت کم عمق رودخانه.

دیگرواژه ای که در کتاب جغرافیای ( 1 )سال دوم متوسطه حتی چاپ 92در درس دوم آن کتاب بالغ بر 20

بار آمده است،واژه ی (( خزر ))می باشد.

این واژه در  دروس بعدی همان کتاب تکرار شده است ؛آیا دانش آموزان از وجه تسمیه ی آن سوال کرده اند؟

خزر:

نام قبیله ای که از سال 200تا 950میلادی برقفقاز و جنوب شرقی روسیه مسلط بوده اند.قبیله ی خزر

یهودی بوده و مورد آزار و ایذاء مسیحیان ارتدکس روسی قرار گرفته ،غالب آنان توسط روس ها قتل عام

و عده ای نیز به کشور های شرق اروپا فرار کردند.پس از قتل عام آنان ،ایرانیان و جغرافی دانان عرب مسلمان

در آثار و تالیفات خود به احترام کشته شدگان آن قبیله ،نام این دریا را -البته امروزه 50نام برای این دریا قید

شده است--(( دریای خزر ))گذاردند.