بسم الله الرحمن الرحیم

بیس وهفتمین  "قسمت دوم و پایانی "

پیام زیست محیطی(توبه و جبران مافات زیست محیطی)

دربخش پایانی قسمت اول نوشتم که از خوزستان تا ری آنچه دیدم بیابان بود بیابان.اکنون در ادامه خواهید خواند که در رژیم پیشین ،وپس از انقلاب توحیدی-اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران ،تا دو دهه ی ابتدای استقرارنظام ،خرمای ایرانی ،بس از خرمای عراقی از برند برتردنیالحاظ می شد.

حتی جنگ تحمیلی ،خدشه ای به این برند وارد نکرد،مگراینکه ساخت و بهره برداری از سد گتوند ،نه اینکه به برند خرمای ایران آسیب زد،بلکه بخش اعظم نخل های خرمای خوزستان را به کام نیستی کشاند.

قرآن ،بارها از صفت و اصالت توبه در سور و آیات خویش ذکرنموده است ؛نیز حضرت مولوی ،داستان توبه ی مرد "زن نما "به نام "نصوح "را به تفصیل که در قرآن به اجمال اشاره شده ،یاد کرده است .توبه ،در معارف دینی اینگونه برداشت می شودکه اعتراف عقلانی به اشتباه و سعی در رفع و جبران مافات باشد.

 سد "گتوند"،یسان سد "لتیان"از پروژه های بدفرجام پس ازانقلاب بوده ؛ازباب نمونه دکتر یدالله سحابی چهره مانگار و پدر زمین شناسی ایران ،به نویسنده این سطور فرمودند که "به آقای هاشمی رییس جمهور وقت با ارسال نامه وهمچنین پیغام شفاهی گوشزد نمودم که منطقه آبگیری سدلتیان ،ازجنس آهکی است ونه در دراز مدت بلکه در کوتاه مدت آب ذخیره شده خود را به اعماق زمین نفوذ خواهد داد".

حضرت ایشان متاسفانه ،سرمست از عنوان سردارسازندگی!!!،که ساخته و پرداخته آقایان عطاءالله مهاجرانی و غلامحسین کرباسچی بود ،بدون توجه و عنایت به متخصصین ملی و ایرانی ،دل به نقطه نظر کارشناسان خارجی وبیگانه ایتالیایی بست و شد آنچه که نباید می شد.

اکنون سدگتوند ،ایکاش بسان لتیان ،خالی از آب می شد ،متاسفانه با رخ نمون کوه نمکی وابتدا با دپوی صدها کامیون خاک در اطراف و بسترآن ،قصد سنبل نمودن کار غیرکارشناسی را داشتند؛اما کوه نمک در سد گتوند به توسط آب تحلیل رفته و آب خروجی از آن ،براثرشدت شوری و قلیایی بودن ،بخش اعظم نخلستان خوزستان را که برند جهانی آن پس از عراق عدل و نظیری نداشت خشکانده است .

در ایالات متحده آمریکا ،چندین دهه اخیر ،نهضتی به راه افتاده است به نام نهضت تخریب سد؛یعنی پس از طی پروسه ای به این نتیجه رسیده اند که استمراربهره برداری و حتی ساخت سد ،در تضادآشکاربا طبیعت و به تبع آن انسان خواهدبود.

آمریکاییان به آن مدار عقلانیت رسیده اند که سده هاپیش تلنگر و انذارش را در نازله روح الهی بر سینه عزیزترین بنده خود که نفس اش ممدحیات و مفرح ذات بشریت بود یعنی محمد ؛تجربه شده است .اعتراف به اشتباه و به زبان الهیات توبه ،آغاز زندگی مجدد برای تواب خواهدبود.فرآیندی که غربی های کافر!!!دهه ها ست که گام برداشته ،اما مسلمین مومن!!!به آن باور وایمان نیاورده اند.

خروجی عدم باورمندی و ایمان مدیران ومسئولین ارشد کشور به آموزه ها ونص صریح قرآنی ،ایجاد گسل وحشتناک وشکاف غیر قابل ترمیم بین مردم وحکومت است.

پس بایسته است جهت ترمیم گسست و واگرایی مردم ازحکومت ،یکی از گام ها می تواند اعتراف به اشتباه و جبران مافات از جمله پروژه آزاردهنده سدگتوند بوده باشد.

دیر اگربجنبیم ،نسل های آتی طراحان ،سازندگان ،تامین کنندکان ردیف بودجه ،مشوقین وپای فشردگان بر اشتباه و کج اندیشی در ساخت سد گتوند را نخواهند بخشید وبا لعن و نفرت از ایشان یاد خواهدشد.

خوزستان را که من دیدم ،نه در آتش تغییر اقلیم بلکه در آتش فاقدنگاه استراتژیک و راهبردی مسئولین بی مسئول می سوزد.

15اردیبهشت97-سیدیعقوب آل شفیعی فومنی